منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٣٢ - انگيزههاى تحريف و انحراف
و از آن سوى، مشركان و كافران از طبقه اغنيا و اشراف بودند، با روح شريعت و مفاهيمِ آن- كه آنان را محدود مىساخت- سازگارى نمىيافتند، و شريعت براى آنان هيچ برترى وامتيازى را قرار نداد وهمين امر، شگفتى واعجاب آنها را برمىانگيخت.
خداى متعال مىفرمايد:
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ ...[١]؛
براى مردم شهوات (داشتنِ زنان و فرزندان و كيسههاى آكنده از طلا و نقره) آراسته شد.
فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ[٢]؛
چرا بر او دست بندهاى طلا افكنده نمىشود يا فرشتگان همراهىاش نمىكنند؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله پس از آنكه حال امّت را چنين يافت، به فقرا افتخار مىكرد و آنان را در آغوش مىگرفت. فقيرانى كه از دنيا روگردان بودند (مانند عمّار، مقداد، سلمان، ابوذر، بلال حبشى، صُهَيب رومى و ...) آن حضرت را پيروى كردند.
و امّا اغنيا (مانند ابولهب، ابوجهل و ابو سفيان و ...) از كسانى بودند كه در راه پيامبر صلى الله عليه و آله خار مىافكندند. اينها حقايقى است كه هيچ كس در آن اختلاف ندارد.
هنگامى كه اين سنّتِ قرآنى را مدّ نظر قرار دهيم و آن را بر دو مدرسه «تعبّد محض» و «اجتهاد و رأى» تطبيق كنيم، درمىيابيم كه اكثريّت فراگير پيروانِ مكتب تعبّد
محض، فقرايند؛ ابوذر فقيرانه زيست و در تبعيد غريبانه جان سپرد، عمّار شهيد شد و چيزى برجاى نگذاشت، و چنين است حال ديگر پيشوايان اين مكتب و پيروان آنها.
در مقابل، شادخوارى و گردن افرازى را نزد عثمان و مروان بن حكم و معاويه و عمرو بن عاص مىيابيم. مورّخان اموال و املاكى را كه اينان بر جاى گذاشتهاند، آوردهاند.
[١] . آل عمران/ ١٤.
[٢] . زخرف/ ٥٣.