منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٦٠ - تدوين كدام حديث در عصر ابن عبدالعزيز؟!
در سخن ديگرى مىگويد:
رسول خدا و واليان پس از او، سنّتهايى را گذاردند كه پيروى از آنها تصديقِ كتاب وتكميلِ طاعت وقوّتِ دينِ خداست! هيچكس حقّ تغيير و تبديل و گرايش به نظرى بر خلافِ آنها را ندارد؛ هركه به آنها هدايت جويد، راه را يافته و هركه به آنها يارى خواهد پيروزمند است، و هركه با آنها مخالفت كند و راهى جز راهِ مؤمنان را در پيش گيرد[١] [خدا او را به خودش وانهد ودوزخ را به او مىچشاند كه بد فرجامى براى اوست][٢].
بارى، عمر بن عبدالعزيز، آنچه را ابوبكر بن حَزْم تدوين كرد، براى همه سرزمينها سنّت قرار داد، در حالى كه كتاب وى اجتهاداتِ خلفا را در بر داشت و آنچه را عَمْرَة و قاسم بن محمّد و عايشه و ديگران روايت كرده بودند، در آن بازگو مىشد؛ اين تحكيم فقه خلفا همان چيزى بود كه نظام حاكم، آن را مى خواست.
ابن شهاب زُهْرى در اين زمينه مىگويد:
عمر بن عبدالعزيز از ما خواست كه سُنن را گرد آوريم، آنها را در چند دفتر نوشتيم. او بر هر سرزمينِ تحت سلطهاش يك دفتر از آن را فرستاد[٣].
بر اساس گزارشات تاريخى، تدوين علم [و مسائل دين] به خواستِ حاكمان صورت گرفت، و حكومت در عصر عباسيان در مرجعيت مذاهب چهارگانه اهل سنّت، نقش بسزايى داشت. بنابراين، اقدام عمر بن عبدالعزيز تنها گردآورى سنّت پيامبر نبود، بلكه
[١] . السنّة( عبدالله بن احمد) ١: ٣٥٧؛ اعتقاد أهل السنّة ١: ٩٣؛ حلية الأولياء ٦: ٣٢٤( متن از اين مأخذ است)؛ جامع العلوم والحكم: ٢٦٤.
[٢] . بخش پايانى اين سخن- كه در متن نيامده است و ترجمه شد- مضمونِ آيه ١١٥ سوره نساء است( م).
[٣] . جامع بيان العلم وفضله ١: ٧٦.