منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٠٨ - اجتهاد پيامبر صلى الله عليه السلام!!
ارجاع امور در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله به او و عمل طبق قول آن حضرت، يعنى امضاى حكم از سوى شارع كه به امضاى پيامبر حجّت مىشد؛ از اين رو حجّت، امضاى پيامبر صلى الله عليه و آله بود، نه فعل و قول صحابى!
اگر اجتهاد به رأى در دورانِ پيامبر صلى الله عليه و آله- آنچنان كه امروزه مصطلح است- حجّت مىبود، چرا اسامه ملزم شد ديه مردى را كه با اجتهادِ خويش كشت، بپردازد[١]؟! و چرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پروردگارا، من از كارى كه خالد كرد، بيزارم[٢].
پيش از اين سخن دكتر مدكور آمد، كه گفت:
بر اساسِ اين نظريه، پيامبر نيازى به اين معنا از اجتهاد نداشت ... امّا پس از انتقال پيامبر از اين دنيا و در عصر صحابه- كه با پايان قرن اول به آخر مىرسد- پديدار شد كه ...
دكتر معروف دواليبى مىنويسد:
رخدادهاى نامأنوس و وقايعى كه احكامشان از حكم و ارشادِ كتاب و سنّت به دست نيايد و امر جديدى باشد- به طور غالب- وجود نداشت و اين، يعنى اين كه در اثناى حيات پيامبر صلى الله عليه و آله اجتهاد، نقش مهمى را ايفا نمىكرد، بلكه در چارچوب قضاياى محدود وانگشتشمارى اعمال مىشد[٣].
دكتر ناديه عمرى مىگويد:
عمر تشريعاتى را كه به نظرش مىآمد با فضيلت و حق و مصلحت هماهنگ است، در دوران پيامبر، پيشنهاد مىكرد[٤].
[١] . نگاه كنيد به: احكام القرآن( جَصّاص) ٣: ٢٢٣.
[٢] . صحيح بخارى ٤: ١٥٧٧، حديث ٤٠٨٤؛ مسند احمد ٢: ١٥٠، حديث ٦٣٨٢؛ الطبقات الكبرى ٢: ١٤٨؛ الاستيعاب ٢: ٤٢٨.
[٣] . الاجتهاد فى الشريعة الإسلاميّة: ٣٢( به نقل از المدخل إلى علم اصول الفقه: ٧٨ ط ٥، ١٩٦٥).
[٤] . اجتهاد الرسول: ٢٥٩.