منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٠٣ - اجتهاد پيامبر صلى الله عليه السلام!!
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[١]؛
آنچه را پيامبر برايتان آورد برگيريد، و آنچه را نهى كرد ترك كنيد.
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً[٢]؛
سوگند به پروردگارت كه آنان ايمان [واقعى] ندارند مگر اينكه در مشاجراتشان داورى كنى و آنها در آنچه حكم كردى چيز ناروايى در جانشان نيابند و تسليم محض باشند.
اگر اجتهاد را معتبر بدانيم و دريابيم كه اجتهاد بر ظن مبتنى است و در آن احتمال خطا هست، چگونه مىتوان پذيرفت كه خداى سبحان پيروى ظن و خطا را در احكامش واجب ساخته است در حالى كه از پيروى ظن نهى مىكند و مىفرمايد: إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً[٣])*؛ ظنّ از حق چيزى را بسنده نمىكند.
پيداست كه اصرار بر اجتهاد پيامبر صلى الله عليه و آله رويكردى است براى تصحيح اجتهادات صحابه و مشروعيّت بخشيدن به آنها؛ به ويژه فتاواى ابوبكر و عمر.
هركس تاريخ و حديث را (بىپيشباورها و ذهنيّتهاى شكل يافته) بخواند، بر آنچه گفتيم آگاه مىشود.
اگر در استدلالِ عالمانِ اصولِ پيروانِ مدرسه رأى، درباره اجتهاد پيامبر صلى الله عليه و آله نيك بينديشى و دلايل آنها را وارسى كنى، درمىيابى كه راز اين كار، اشاره به خطاهايى است كه بعضى- در مقام تشريع- به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت دادهاند! اينان خواستهاند از كانالِ اجتهاد و رأى، اين مشكل را حل كنند.
وانگهى اگر اقوال و افعال پيامبر صلى الله عليه و آله از اجتهاداتِ آن حضرت باشد، چرا مىگويند پيامبر- در ماجراى نماز بر منافق- از اوامر خدا تخلّف كرد و (هنگامى كه عبدالله بن
[١] . حشر: ٧.
[٢] . نساء/ ٦٥.
[٣] . يونس/ ٣٦؛ نجم/ ٢٨.