منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١١٧ - نقد و بررسى
«امارت را دوست نمىداشتم مگر امروز» آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: تو را برانگيزم سوى ...، وگفتار وى (در تبريك به حضرت على عليه السلام): تو سرور همه زنان و مردان با ايمان گشتى. وكلام او كه درباره على گفت: او سرور من است، حواله مسائل قضايى بارها به آن حضرت و اين سخن وى كه گفت: «آشناترين ما به امر قضاوت على است» و رجوع عمر به نظر آن حضرت دربسيارى از مسائل[١].
آنچه بيان شد اندكى است از بسيار، كه ابوبكر و عمر در فضائل على عليه السلام روايت كردهاند.
بىگمان صحابه فضائل على عليه السلام را در عهد شيخين باز مىگفتند و نقلشان به زمانِ پيامبر صلى الله عليه و آله اختصاص نداشت.
حاكم به سند خود از عقاب بن ثعلبه روايت مىكند كه گفت: در دوران خلافتِ عُمَر، ابو ايّوب انصارى برايم حديث كرد كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله به على بن ابى طالب دستور داد با ناكثين و قاسطين و مارقين[٢] پيكار كند[٣].
اگر اين توجيه درست باشد كه شيخين تنها براى محو فضائل اهل بيت (يا دلايلِ امامت) از تدوين حديث بازداشتند، و اين سخن صحيح باشد كه نقل فضائل خاندانِ پيامبر صلى الله عليه و آله به نظامِ حاكم آسيب مىرساند و با سياستِ جارى حكومت سازگارى نداشت، قول ابو ايّوب درست نبود و احاديثِ فراوانى كه در كتابهاى صحاح و سنن پراكندهاند (و بر امامت اهلبيت دلالت دارند) به ما نمىرسيد، مانند اين سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود:
* عليٌّ مع القرآن والقرآنُ مع عليّ[٤]؛ على با قرآن است و قرآن با على.
[١] . الرياض النضرة ٣: ٢٩٥.
[٢] . مقصود از« ناكثان» طلحه و زبيرند كه پيمان شكستند، و مراد از« قاسطان» معاويه و پيروانش مىباشند، و منظور از« مارقان» خوارج نهرواناند( م).
[٣] . المستدرك على الصحيحين ٣: ١٥٠.
[٤] . المستدرك على الصحيحين ٣: ١٣٤، حديث ٤٦٢٨؛ المعجم الصغير ٢: ٢٨، حديث ٧٢٠؛ فيض القدير ٤: ٣٥٦.