منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١١٨ - نقد و بررسى
* إنّي مُخلَّف فيكم الثقلين: كتابَ الله وعترتي أهل بيتي[١]
؛ من ميانتان دو چيز نفيس مىگذارم: كتاب خدا و عترتم، اهل بيتم.
* مَثَلُ أهل بيتي كَسَفينة نوح؛ مَن رَكِبها نجا، ومن تَخَلَّف عنها هوي وغَرَقَ[٢]
؛ مَثَلِ اهل بيت من چونان كشتى نوح است، هركه به آن درآيد نجات مىيابد و هركه از آن سر باز زند سقوط مىكند و غرق مىشود.
من كنتُ مولاه فهذا علي مولاه[٣]؛
به هركه مولا منم، على است مولاى او وبسيارى ديگر ...
ليكن انصاف اين است كه بگوييم ابوبكر و عمر گرچه فضائل اهل بيت و دلايلِ امامتِ آنها را روايت مىكردند، ليكن از روشنگرىها و بگومگوهايى كه موضوع جانشينى امام على عليه السلام را آشكار مىساخت به شدّت مىپرهيختند و يا از هر آنچه كه صحابه را مخالف با رأى و اجتهاد (كسانى كه مؤيّدان تعبُّدِ محض به قرآن و سنّت بودند) مىنماياند برنمىتافتند.
پس شيخين گرچه عرصه را براى نقل فضائل- به تنهايى- تنگ نكردند، ليكن نمىپسنديدند امور مربوط به خلافتشان ميان مردم انتشار يابد. از اين روست كه مىبينيم ابوبكر به منصرف سازى مسلمانان از گفتگو درباره خلافت دست يازيد و مانعِ احاديثى شد كه درباره برحق بودن على عليه السلام بود؛ زيرا بيان و تفسير و كشف ابعادِ اين گونه احاديث، پايههاى حكومت را مىلرزاند نه نقلِ صرف روايات.
[١] . مسند احمد ٣: ١٧، حديث ١١١٤٧؛ سنن دارمى ٢: ٥٢٤، حديث ٣٣١٦؛ المعجم الاوسط ٤: ٣٣، حديث ٣٥٤٢؛ و منابع ديگر.
[٢] . فضائل الصحابة( ابن حنبل) ٢: ٧٨٥، حديث ١٤٠١؛ الجامع الصغير ٢: ٥٣٣، حديث ٨١٦٢؛ مستدرك الحاكم ٢: ٣٧٣، حديث ٣٣١٢؛ المعجم الاوسط ٤: ١٠، حديث ٣٤٧٨.
[٣] . سنن ترمذى ٥: ٦٣٣، حديث ٣٧١٢؛ سنن ابن ماجة ١: ٤٥، حديث ١٢١؛ السنن الكبرى( بيهقى) ٥: ١٣١، حيث ٨٤٦٨- ٨٤٧٢؛ و ديگر مصادر.