مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨ - ٦ آیا نیل به شکر و مدح و احترام از لذات عقلی است؟
فجوابه بعد المسامحة و التسلیم انّ الشرط کان حصولا و شعورا جمیعا، و لعلّ المحسوسات اذا استقرّت لم یشعر بها، علی انّ المریض و الوصب یجد عند الثؤوب الی الحالة الطبیعیة مغافصة غیر خفی التدریج لذة عظیمة.
خلاصه ترجمه و شرح: در اینجا اشکالی با جوابش ذکر شده است.
اشکال این است که انسان گاهی به بعضی کمالات و خیرات میرسد ولی لذتی که مناسب با آن خیرات و کمالات باشد نمییابد، مثل صحّت و سلامت که با اینکه خیر و کمال هستند انسان آن مقدار لذت نمیبرد که از یک شیرینی میبرد.
جواب این است که فرضا ما این مطلب را قبول کنیم باید این طور گفت که ما در گذشته گفتیم لذت به دو چیز بستگی دارد: یکی رسیدن به کمال و دیگری ادراک و احساس آن رسیدن. ممکن است محسوسات این حالت را داشته باشند که همینکه استقرار پیدا کردند مغفول عنه میگردند و از دایره ادراک خارج میشوند. گذشته از این، ما میبینیم که آدم مریض خصوصا اگر بیماری طولانی کشیده باشد، اگر ناگهان (نه تدریجا) سلامت خود را باز یابد لذت زیادی را در خویش مییابد.
تنبیه: و اللذیذ قد یصل فیکره کراهیة بعض المرضی للحلو، فضلا عن ان لا یشتهی اشتهاء شائقا؛ و لیس ذلک طاعنا فیما سلف، لانه لیس خیرا فی تلک الحال اذ لیس یشعر به بالحس من حیث هو خیر.
خلاصه ترجمه و شرح: گاهی یک امر لذیذ به انسان میرسد و نه تنها به او اشتها ندارد بلکه از او متنفّر هم هست، مثل اینکه بعضی از مریضها از شیرینی تنفّر دارند.
این را نباید اشکالی بر ما گرفت و گفت که چگونه است که در اینجا انسان به کمال و خیر خود میرسد و آن را ادراک هم میکند و در عین حال آن ادراکش لذت نیست؛ زیرا واضح است که بیمار در حالی که بیمار است مقتضیات مزاجش عوض شده (موقّتا) و چنین نیست که هر چه در حال سلامت برای او مفید بوده در حال بیماری هم مفید باشد بلکه مضرّ است و چون در این حال آن شیرینی کمال این مزاج نیست و در نتیجه مزاج آن را نمیطلبد پس علّت اینکه در اینجا لذت حاصل نمیشود این است