مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠ - ٦ آیا نیل به شکر و مدح و احترام از لذات عقلی است؟
نمیدهند این است که آنها را نمیشناسند و با آنها آشنا نمیباشند، میگوییم حتّی کسانی هم که آشنا هستند و علم یقینی هم دارند باز هم آنقدرها مجذوب آن لذتها نمیباشند که مجذوب لذات حسّی میباشند. این بود تقریر اشکال.
و اما جواب این است که نکتهای در کار است و آن نکته این است: رمز اینکه لذات حسّی در مردم قویتر است و جاذبه بیشتری دارد این است که علاوه بر اینکه به آنها علم یقینی دارند، به عنوان نمونه یک بار و یا چند بار آنها را چشیدهاند، و امّا کسانی که لذات عقلی را میشناسند و با آنها آشنا میباشند غالبا فقط آشنا میباشند و میشناسند ولی نچشیدهاند و بسیار فرق است بین اینکه انسان به چیزی در ظرف عقل خود علم داشته باشد و بین اینکه آن چیز را به قوهای از قوای خود شهود کرده باشد، و به اصطلاح فرق است بین علم الیقین و عین الیقین. اثر علم الیقین به اندازه اثر عین الیقین نیست.
توضیح بیشتر اینکه: علم در مقابل ظنّ و شک است. اگر انسان به چیزی علم الیقین پیدا کند حداکثر این است که شک از او زایل میگردد. این را میگویند «علم الیقین». ولی گاهی انسان به واقعیت یک شیء میرسد و آن شیء اثری از لذت یا الم در وجودش باقی میگذارد. مثلًا یک وقت است کسی یک غذای لذیذ را نخورده است امّا از آنچه دیگران برای او توصیف کردهاند یقین دارد که آن غذا در چه درجهای از لذت است، و یک وقت است که خود آن لذت را با خوردن آن غذا چشیده است. البته این چشیدن بر علم او نمیافزاید زیرا قبلًا هم شک و شبههای در مطلب نداشت ولی از نظر تحریک میل و شوق به آن چیز البته فرق میکند یعنی بعد از چشیدن، قوای شوقیه او بیدار میشوند، و ممکن است کسی بگوید بعد از چشیدن بر درجه یقین افزوده میشود. به هر حال اثر عین الیقین (یقین مقرون به وصول و شهود و چشیدن آن چیز) از اثر علم الیقین بیشتر است، خواه از آن جهت که درجه یقین بالا میرود و خواه از آن نظر که علم فقط به اندازه ذوق و شهود در تهییج و تحریک شوق و عشق مؤثّر نیست. مثلًا ممکن است توصیف مسافرتی را به نحو اکمل شنیده و یا خوانده باشد و یا توصیف زندگانی کردن در فلان نقطه کشور و یا جهان را دانسته باشد امّا این دانستنها او را وادار نمیکند به سفر برود و یا به آنجا انتقال یابد. بلی، همینکه یک بار مسافرت کرد و یا یک مدتی در آن نقطه زندگی کرد دیگر از آنجا دل نمیکند.
امور عقلی نیز همین طور است؛ علم به آنها کافی نیست که انسان را تا آن درجه که