مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - ٦ آیا نیل به شکر و مدح و احترام از لذات عقلی است؟
موانع و شواغل بدنی و حسّی نمیگذارند که ما توجه پیدا کنیم.
تنبیه: و اعلم ان هذه الشواغل التی هی کما علمت من انها انفعالات و هیئات تلحق النفس بمجاورة البدن ان تمکنت بعد المفارقة کنت بعدها کما کنت قبلها لکنها تکون کآلام متمکنة کان عنها شغل فوقع الیها فراغ فادر کت من حیث هی منافیة، و ذلک الألم المقابل لمثل تلک اللذة الموصوفة و هو ألم النار الروحانیة فوق الم النار الجسمانیة.
خلاصه ترجمه و شرح: قبلًا گفتیم نفس به واسطه تعلّق به بدن و سرگرمی به لذات بدنی و حسّی، یک سلسله صفات و عادات پیدا میکند که در آن حال و با آن صفات، لذات و آلام عقلی که لایق مقام نفس است مورد غفلت نفس قرار میگیرد و نفس مستشعر به آنها نیست. اکنون میگوییم اگر بین نفس و بدن جدایی حاصل شد- یعنی مرگ فرا رسید و نفس به حالت تجرد خود باقی ماند- در این صورت اگر آن صفات و عادات رسوخ پیدا کرده باشد و ملکه شده باشد سبب میگردد که نفس احساس تألّم فوق العاده بنماید زیرا دیگر در آن نشئه مانعی و شاغلی و سرگرم کنندهای نیست؛ در حقیقت مانند کسی است که درد شدیدی دارد و موقّتا با تزریق آمپول عضو را بی حس کردهاند، همینکه آن بی حسّی زایل شد آن درد و رنج در نهایت شدّت خود بروز میکند. نفس نیز در حالی که در دنیا اشتغال به لذات بدنی و حسّی دارد و در عین حال از نظر عقلی دچار رذائل و جهالات است مانند کسی است که دردی دارد ولی با تزریق مخدّر، عضو او را بی حس کردهاند، همینکه اثر موقّت آن تزریق زایل شد آن درد باز میگردد.
تنبیه: ثم اعلم أن ما کان من رذیلة النفس من جنس نقصان الاستعداد للکمال الذی یرجی بعد المفارقة فهو غیر مجبور؛ و ما کان بسبب غواش غریبة فیزول و لا یدوم به التعذب.
خلاصه ترجمه و شرح: صفات رذیلهای که برای نفس باقی میماند در جهان دیگر،