مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٠ - زشتیها نقص و زیادت هستند و هر دو از غایات بالعرض می باشند
میگوید ناشی از عصیان ماده است نه قصور طبیعت. ولی در همین مواردی هم که ماده عصیان دارد تدریجا طبیعت این قصورها و نقصهای مادی را اصلاح میکند. تا هر حدی که به قابلیتها منتهی میشود نقص است و تا هر حدی که به فاعلیتها منتسب است کمال است. از ناحیه فاعلیتها کمال است، جمال است، زیبایی است و از ناحیه قابلیتها نقص است و کمبود؛ و ما همیشه توضیح دادهایم که نقصها- یعنی عدم قابلیتها- ضرورت نظام علّی و معلولی است و غیر از این امکان ندارد نه اینکه ممکن هست ولی قصور فاعل باعث میشود انجام نشود یعنی فاعل در قدرتش قصور دارد یا در علم و ادراک و شعورش قصور دارد. نه، اینها مربوط به عدم قابلیت قابل است. پس نقصهایی که منشأ آنها عدم قابلیت قابل است ربطی به غایت داشتن ندارد.
این در تشویهاتی است که به نقصان در خلقت مربوط میشود یعنی ناقص الخلقهها که اگر ما رشته علّی و معلولی مربوط به او را تعقیب کنیم و جلو برویم میرسیم به جایی که در آنجا قصور و نقصان و عصیان ماده و عدم قابلیت و عدم امکان [وجود دارد]، حال بعضی از این عدم قابلیتها ممکن است ذاتی آنها باشد و بعضی دیگر به علل اتفاقی مربوط میشود، ولی به هر حال به خود طبیعت و اینکه طبیعت به سوی کمال و غایت پیش میرود یعنی به فاعلیتها مربوط نیست، اینچنین نیست که فاعل قدرت نداشته یا به غایت و هدف توجه نداشته است.
اشکال بزرگتر در این مورد مربوط به قسمت دوم تشویهات یعنی زوائد میشود، مثل انسان شش انگشتی. این را هم میگویند به فاعلیت فاعل مربوط نیست بلکه به قابلیت قابل مربوط میشود، منتها در مورد نقایص ماده قابل نیست یعنی این امکان برایش نیست که مثلًا پنج انگشتی شود بلکه چهار انگشتی میشود و یک انگشت برایش ناقص میماند، اما در اینجا قابلیت اضافی یعنی ماده اضافی وجود دارد. البته تا علل تصادفی و اتفاقی در کار نباشد این بینظمی رخ نمیدهد. اگر ما درست دقت کنیم و ریشههای علّی و معلولی توارث او را بررسی کنیم، در نطفه مرد یا نطفه زن یا رحم زن یا غذاهایی که زن در دوره بارداری خورده یا آن خصوصیاتی که در ژن او بوده، بالأخره در جنبههای قابلی یک فعل و انفعالی رخ داده که این حالت پیدا شده است. به عنوان مثال اگر طبیعت یک حجم معینی از ماده برای ساختن یک مصنوع خاصی احتیاج دارد که اگر کمتر از آن بشود امکان ندارد و بیشتر از آن بشود زائد است، در اینجا طبیعت ممکن است دو گونه عمل کند: در بعضی از موارد ممکن است