مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣١ - غایات امور طبیعی خیر و کمال است
درمیآورد، نه یک امری که مقهور وضع اوّلی و اصلی ماده باشد که ماده به هر جایی که قهراً و کورکورانه کشیده شود صورت را هم به دنبال خود بکشد.
غایات امور طبیعی خیر و کمال است
شیخ میفرماید از جمله چیزهایی که ظاهر و واضح است این است که تمام غایات طبیعت، برای طبیعت خیر و کمال است و مفید است، و غایات ضارّه غایات حقیقی طبیعت نیستند و غایات بالعرض هستند؛ و به عبارت دیگر آنچه که طبیعت جستجو میکند و به سوی او میرود که ما نام آنها را «غایات» میگذاریم، همیشه برای طبیعت خیر است و برای طبیعت کمال است؛ یعنی چنین چیزی امکان ندارد که آن چیزی که طبیعت بطبعه او را جستجو میکند و به سوی او میرود شرّ خودش و نقص خودش باشد، و آنها همان غایات ذاتی طبیعت است که طبیعت یا دائما یا اکثر به دنبال آن است. و اما آنجایی که طبیعت به غایاتی میرسد که آن غایات مضرّ به طبیعت است و خیر طبیعت نیست و شرّ طبیعت است، اینها همان غایات بالعرض است نه غایات بالذات، و اینها همان است که ما اسمش را «اتفاقی» گذاشتیم و معنایش را توضیح دادیم.
از همین روست که در مواردی که طبیعت به سیر و کمال خود میرسد هیچگاه کسی نمیگوید چرا چنین شد؟ این یک امر عادی و طبیعی است یعنی مقتضای ذاتی طبیعت است و ذاتی است و لا یسئل و لا یعلّل است؛ ولی وقتی به غایات ضارّه میرسد آنوقت است که جای سؤال پیش میآید و سؤال میکنند چرا چنین شد؟ مثلًا فرض کنید اگر یک درختی در زمین کاشته شود و بعد برگ بدهد و شکوفه بدهد و سبز و خرّم بشود اینجا این سؤال پیش نمیآید و این تعلیل نمیآید که به چه علت اینطور شد؟ چه علتی در کار است؟ جواب این است که علت خاصّی نمیخواهد، علتش خودش است نه علت دیگری؛ اما اگر درختی را، شاخهای را در جایی کشت کنند، بعد ببینند رشد کرد و پژمرده شد جای این سؤال است که چرا این طور شد؟ پس معلوم است که طبیعت اگر معارض پیدا نکند نباید اینطور بشود؛ معلوم میشود که این واقعه مولود یک علل خارجی است، مولود معارضها یا عائقها و مستند به آنهاست، لهذا سؤال میشود که این فسیل- یعنی این شاخه درخت خرما- را که کشت کردهاند، چرا اینجور جمع و