مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٢ - غایات امور طبیعی خیر و کمال است
منقبض شد؟ یا اگر یک زن حامله شود و وضع حمل کند کسی نمیگوید چرا اینطور شد، چرا وضع حمل کرد، یعنی یک علت خارجی را جستجو نمیکند، ولی اگر سقط جنین کند جای این سؤال هست که چرا سقط جنین کرد؟ این معنایش این است که خود طبیعت به خودی خود اقتضای سقط ندارد، اقتضای خود طبیعت این است که این بچه را به حد رشد برساند و وضع حمل کند؛ پس سقط، معلول یک علت خارجی است و لهذا جای این سؤال هست.
بعد شیخ میگوید این مسئله غایت داشتن از مختصّات نباتات و حیوانات نیست، در غیر نباتات و حیوانات نیز همین طور است؛ یعنی طبایع بی جان هم دارای غایت هستند و متوجه غایاتاند و بعد مثال میزند. همچنین است الهاماتی که در حیوانات است. به تعبیر شیخ: حیوانات سازنده یا بافنده یا ذخیره کننده.
این مسئله غرائز حیوانات، در کلمات شیخ مکرر آمده و در دو سه جای دیگر هم در شفا هست و از مسائل معمّا گونه برای بشر میباشد. مقصود این است که در حیوانات- البته با اختلاف و شدّت و ضعف، در انسان از همه کمتر و در حیوانات هر چه در مراتب پایینتر هستند این حالت غریزی بیشتر است و در حشرات بیشتر است- حالتی دیده میشود که کارهایی که بر وفق مصالح حیات فرد یا حیات نوع است به نوعی از آگاهی که حقیقتش مجهول است انجام میدهند بدون اینکه بشود آن آگاهی را به نحوی تعلیل کرد.
این حالت در همه حیوانات وجود دارد. مثلًا اگر خروسی را در جایی بزرگ کنند و هیچ مرغ و خروس بزرگتر از خودش را ندیده باشد و صدای آنها را نشنیده باشد، وقتی که بزرگ میشود عینا همان کارهایی را انجام میدهد که مرغها و خروسهای قبلی انجام میدادند. فرض کنید در موقع معینی همان طور که خروسهای دیگر اذان میگویند این خروس هم اذان میگوید. یا مثلًا عمل جنسی را اینها هیچگاه به چشم ندیدهاند و کسی به آنها تعلیم نکرده است ولی وقتی بزرگ میشوند و به این حد از رشد میرسند عینا خروس وظائف خروسی خود را انجام میدهد و مرغ وظیفه مرغی خود را به طوری که گویی اینها قبلًا تعلیم دیده و آگاه هستند. یا مثلًا اگر مرغ حالت کرچی پیدا کند همان وظایفی را که باید انجام دهد- مثلًا باید روی تخمها بخوابد و آنها را گرم نگهدارد یا از این طرف به آن طرف کند- به خوبی انجام میدهد. اینها چیزهایی است که اگر به یک انسان تعلیم ندهند نمیداند و نمیتواند انجام دهد ولی