مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥١ - الفصل الرابع فی العلل الاخری العنصریة و الصوریة و الغائیة
است. آن علّت غائی به حسب وجود عینی خارجی، علّت غائی است امّا وجود ذهنی آن علّت غائی، در بنّا فاعلیت به وجود میآورد؛ یعنی علّت فاعلی بالقوّه را بالفعل میکند.
خود علّت فاعلی هم گاهی میتواند علّت غائی شود. در آنجا که فردی از یک نوع، فرد دیگری از همان نوع را ایجاد میکند و مثلًا پدری که پسر را تولید میکند، در اینجا علّت غائی پسر است یعنی خود انسان است؛ علّت فاعلی هم که انسان بود؛ پس علّت فاعلی و علّت غائی یکی میشود؛ امّا این وحدت، وحدت نوعی است نه وحدت شخصی، زیرا پدر و پسر یک نوعند ولی یک شخص نیستند.
یک مطلبی که بحث مفصّلترش در فصل بعد میآید این است که:
اوّلًا فاعل بر دو نوع است: فاعل کامل و فاعل ناقص.
فاعل ناقص در فعل خودش به آلات و چیزهای دیگر متوسل میشود. این مانند فاعل طبیعی و صناعی است. مثلًا نفس ما اراده میکند، چشم ما میبیند، گوش میشنود، ... تمام کارهایی که انسان انجام میدهد منشئش نفس است امّا نفس به واسطه قوای مختلف کارهای مختلف انجام میدهد. اگر مثلًا قوّه ابصار از چشم گرفته شود دیگر نفس قادر به دیدن نیست.
در فاعلهای صناعی، فاعل از خارج عمل میکند؛ آن قوهای که منشأ این فعل است در خود این مادّه وجود ندارد. هیچ فاعل صناعی هم نمیتواند کاری را بدون استفاده از آلات و ابزار انجام دهد. این احتیاج به آلات، به علّت نقص فاعل است.
امّا فاعل کامل، بذاته ابداع میکند فعل خودش را، مثل ذات پروردگار که از هیچ آلتی استفاده نمیکند؛ تازه هر آلتی فعل و مخلوق اوست؛ کما اینکه نفس انسان هم همین طور است که اگر به مرحلهای از کمال برسد میتواند از آلات- یا لااقل برخی از آنها- استقلال و بینیازی پیدا کند.
خواب دیدن مثال خوبی است برای تبیین مفهوم فاعل کامل. خواب دیدن چگونه است؟ آیا [انسان در خواب] نمیبیند و خیال میکند که میبیند، یا میبیند ولی شئ در مقابل چشم او نیست؟ ... جواب این است که در حال خواب عین آنچه که