مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٧ - الفصل الاوّل فی أقسام العلل و أحوالها
حس هم ندارد بلکه همچون یک ماشین بسیار دقیق است ...
در این نظر هیچ صورتی حادث نمیشود و لذا با نظریه علل ارسطویی موافق نیست.
اکنون پاسخ این اشکال چیست؟ آیا واقعا هیچ امر جدیدی رخ نمیدهد؟ از نظر فلاسفه ما که از صورت و مادّه سخن میگویند خود جسم را که میبینیم- یعنی آن امتداد جوهری- آن، ماده نیست بلکه صورت جسمیه است که روی مادّه پوشیده شده است. میگفتند عناصر هر کدام جسمند؛ امّا اختلافشان در چیست؟ اختلافشان در این است که هر عنصری یک صورت نوعیه دارد غیر از صورت نوعیه دیگری، به دلیل اینکه هر کدام از آنها آثار خاصّی دارد. صورت نوعیه چیست؟ همین قدر میتوانیم بگوییم که صورت نوعیه آن چیزی است که مبدأ این اثرهاست و متّحد با جسم است و چنین چیزی نمیتواند عرض باشد چون نقل کلام به آن عرض میشود ...
پس از این، عناصر با هم ترکیب شده و مرکبات ساده اوّلیه به دست میآید.
مرکب جدید با خاصیت جدید به وجود میآید که مغایر است با خاصیت هر یک از عناصر؛ دیگر تنها مجموع آن عناصر نیست، بلکه صورت جدیدی پیدا شده که منشأ این آثار جدید است. آن مجموعه عناصر، مادّه شدهاند برای این صورت جدید یعنی صورت این مرکب. اثر مرکب جدید، مجموع اثرات عناصر مرکبه نیست. بعد این مرکبها با هم ترکیب شده و مرکب جدید پیچیده تری مثل گیاه پیدا میشود که قطعاً دارای خواصّی است غیر از خواصّ عناصر یا مجموعه خواصّ عناصر مرکبه.
در مورد مرکبات معدنی و جمادات، اثبات آثار جدید خالی از اشکال نیست، ولی در جاندارها قطعا آثار جدید به وجود میآید، خصوصا هنگامی که در آنها- یعنی در جانداران- حیات پیدا میشود، یک نیروی مسلّط بر مادّه پیدا میشود، چیزی که سوار بر مادّه است و بر آن حکومت میکند، عناصر را جذب و دفع میکند، رشد میدهد در درون و ...
اینها (فلاسفه اسلامی) صورت را در جاندارها «نفس» میگویند. صورت اگر علی وتیرة واحده رفتار کند آن را «نفس» نمیگویند مثل صورت جمادات، امّا اگر تسلّط بر مادّه دارد و کارهای گوناگون انجام دهد آن را «نفس» گویند. آنگاه در مورد نبات هم به نفس قائلند (لازم نیست که نفس مجرّد باشد، نفس همان صورت است که بر یک وتیره عمل نمیکند و چندین نوع حرکت دارد).