مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦ - مسئله تشکیک در وجود
الآن صورت گندم با ماده گندم در این متحد است. یعنی یک وقت است که این ماده را با صورت بالفعلش مقایسه میکنیم و یک وقت است که این ماده را با صورت آیندهای که میخواهد بپذیرد مقایسه میکنیم؛ [یک وقت میگوییم این صورت گندم که صورت بالفعل دانه گندم است بر مادهای که حامل همین صورت است تقدم دارد یا ندارد] و یک وقت میگوییم که این بوته گندم به عنوان یک جسم بر مادهای که در گذشته حامل استعدادش بوده است آیا تقدم دارد یا ندارد؟ هر دو درست است. در هر دو تقدم هست؛ در هر دو تقدم مال جسم و مال صورت است بر هیولی، فقط در نوع دوم ماده تقدم زمانی دارد، ولی تقدم رتبی و تقدم ذاتی به هر حال برای جسم است نسبت به ماده؛ و لذا در کتابهایی مثل اسفار و حتی در خود شفا هم هست که میگویند آیا ماده تقدم دارد بر صورت یا بالعکس؟ بعد انواع تقدمها را که ذکر میکنند از تقدم علّی، تقدم زمانی، تقدم شرفی و تقدم طبعی، میگویند: صورت به انواع تقدم، تقدم دارد بر ماده و فقط از نظر زمانی تأخر دارد از ماده. تازه از نظر زمانی هم اینطور است که هم ماده بر صورت تقدم دارد و هم صورت بر ماده تقدم دارد، هر دو بر یکدیگر؛ به این معنی که مادهای بر صورتی تقدم زمانی دارد و صورتی بر مادهای تقدم زمانی دارد و باز آن ماده بر صورتی دیگر و آن صورت بر مادهای دیگر و به همین ترتیب [١].
[١]. سؤال: ممکن است توضیحی در مورد ترکیب ماهوی بدهید؟
استاد: ترکیب ماهوی همین بود که عرض کردم. ترکیب ماهوی همان ترکیب از اجناس و فصول است، ولی گفتیم نحوه ترکیب هیچوقت به این شکل نیست که دو جزء عرضی در کنار یکدیگر باشند. این است که میگویند ترکیب ماهوی باید همیشه از یک جزء اعمّ از ذات مرکب و یک جزء مساوی با آن ذات مرکب و اخصّ از آن جزء اعم تشکیل شود و غیر از این امکان ندارد؛ یعنی از دو جزئی که هر دو اعم از خود مرکب باشند امکان ندارد ماهیتی تشکیل بشود، از دو جزئی که هر دو اخص از مرکب باشند نمیشود، از دو جزئی که یکی از آنها لااقل اخص از مرکب باشد نمیشود، از دو جزئی که هر دو مساوی با مرکب باشند (از نسب اربعه حالت «تساوی» را داشته باشند) نمیشود، فقط یک نوع ممکن است یعنی از دو جزئی که یک جزء اعم از خود مرکب باشد و جزء دیگر مساوی با آن، و این از آن جهت است که این دو جزء به صورت دو امر مستقل نیستند، این دو جزء باید به صورتی باشند که یکی مضمّن در دیگری باشد و این جز به اینکه یکی اخص باشد و دیگری اعم به طوری که اخص کاملتر از اعم باشد- یعنی اخص در بر داشته باشد اعم را و شیء اضافه را- [امکان پذیر نیست].
و همین جاست که فلسفه به یک مسئله در واقع مهمتری رسیده است و آن مسئله مهمتر این است که این باب ماهیت هم که شما میگویید، آخرش باید برود در باب وجود؛ یعنی اصلًا این مطلب که یک چیز، چیز دیگر را کاملا در بر داشته باشد (او باشد مع شیء زائد) همان تشکیک است و تشکیک هم جز در وجود در چیز دیگری نیست. لذا ملا صدرا گفته است که تمام خواصی که اینها برای فصول بیان کردهاند، این خواص مربوط به وجود است و بس،