مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - ٦ آیا نیل به شکر و مدح و احترام از لذات عقلی است؟
شایسته است مجذوب سازد؛ امّا اگر علم مقرون به ذوق شد ( «ذوق» در اصطلاح عرفا میل و وصول به حقیقت لذات عقلیه و به عبارت دیگر چشیدن آنهاست) آن جاذبهای که شایسته است پیدا میگردد. آلام هم همین طور است؛ تا انسان یک رنج نچشیده باشد و به اصطلاح «مقاساة» نکرده باشد آنقدرها پرهیز ندارد.
تنبیه: کل مستلذّ به فهو سبب کمال یحصل للمدرک، و هو بالقیاس الیه خیر ..
این «تنبیه» از لحاظ عبارت مفصل است ولی با بیان آنچه در سابق گفته شد ضرورتی برای شرح و توضیح این تنبیه نیست. این تنبیه یک هدف دارد و آن این است که لذات عقلی از لذات جسمی قویترند، زیرا مطابق آنچه از گذشته استفاده شد کمال و نقص لذت به دو چیز بستگی دارد: یکی کمال و نقص شیء مستلذّ به، یعنی موضوع لذت، و یکی هم کمال و نقص قوه ادراکی. لذات عقلی از هر دو نظر از لذات حسّی قویترند. از آنچه گفته شد- و بعداً هم خواهد آمد- این مطلب به درستی فهمیده میشود.
تنبیه: الآن اذا کنت فی البدن و فی شواغله و علائقه و لم تشتق الی کمالک المناسب او لم تتألم بحصول ضدّه فاعلم انّ ذلک منک لا منه، و فیک من اسباب ذلک بعض مانبّهت علیه.
خلاصه ترجمه و شرح: این قسمت به منزله استنتاجی است از دو سه قسمت اخیر که گذشت و آن اینکه: اگر کسی بگوید که اگر لذات عقلی و معنوی چنانند که توصیف شد و آلام عقلی نیز از آلام حسّی قویترند پس چرا ما در خود شوقی به لذات عقلی احساس نمیکنیم و از آلام عقلی رنج نمیبریم؟ چرا ما در خود شوق فراوانی برای معارف الهی نمییابیم و چرا از جهالت و نادانی وحشت و رنج نداریم؟
جواب این است که قبلًا گفته شد که اولا لذات عقلی را ما نچشیدهایم و ثانیا