اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨ - كلام مرحوم آخوند
باز هم داراى اشكال است؟ اراده، يك واقعيّت تكوينيّه است. ولى اكثر واقعيّات تكوينيّه، محسوس به حواس خمسه است، بعضى هم- مثل اراده- قائم به نفس است. امّا اراده، واقعيّتش به همان قيام به نفس است. محقّقينى كه قائل به وجود ذهنى هستند در واقعيّت وجود ذهنى ترديد ندارند، ولى ظرف اين وجود، عبارت از ذهن است نه خارج.
واقعيّت وجود ذهنى به همان تحقّق در ذهن است. واقعيت اراده هم به همان قيام به نفس است. چه ارادههايى كه در ارتباط با افعال اختياريه صادر از انسان است و چه اراده مولا كه موجب صدور امر از ناحيه مولا مىشود، هر دو داراى واقعيت است. انسان اراده مىكند كه آب در اختيارش باشد. اين اراده، يك واقعيّت است و داراى مبادى مىباشد.
تصوّر، تصديق به فايده، ميل نفس و عزم و جزم و ... از مبادى اراده هستند. مبادى هم داراى واقعيّت مىباشند. اوّلين مرحله، تصوّر مراد- يعنى وجود ذهنى آن- مىباشد و وجود ذهنى، يك واقعيّت است. دوّمين مرحله، تصديق به فايده است كه اين هم مربوط به نفس انسان است. ساير مبادى نيز بههمينصورت است. وقتى مبادى تحقّق پيدا كرد، واقعيّتى به نام اراده- كه يك واقعيّت نفسانى است- تحقّق پيدا مىكند.
مثلًا انسان اراده مىكند فلان كتاب را- كه در قفسه است- بردارد، سپس فكر مىكند كه آيا خودش اين كار را انجام دهد يا به فرزندش دستور دهد؟ در هر دو صورت، اين مسبوقيّت به اراده تكوينيّه- كه يك واقعيّت قائم به نفس است- وجود دارد. حال مستشكل مىگويد: شما كه اين همه مسأله واقعيت را مطرح مىكنيد، ما هم مىگوييم: «الإتيان بالمأمور به- كه يك واقعيّت است- يؤثّر و يكون سبباً لسقوط إرادة المولى». اگر اينطور تعبير كرديم، دو واقعيت در كار است و مىتوانيم مسأله تأثير و تأثّر را مطرح كنيم. امام خمينى رحمه الله در پاسخ مىفرمايد: خير، مسئله به اين صورت نيست كه شما فكر مىكنيد. شما در ارادههايى كه به عمل خودتان تعلّق مىگيرد، مسئله را بررسى كنيد تا بعد برسيم به ارادههايى كه منشأ صدور امر است و از آن به اراده تشريعيه تعبير مىشود. آنجا كه شما مثلًا اراده مىكنيد ساعت معيّنى از منزل حركت كنيد و در جلسه