اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤٤ - اشكالات كلام مرحوم نائينى
واجب غيرى درست كنيم، بلكه اگر يكى از اين دو اشتراط هم باشد- چه از ناحيه وجوب و چه از ناحيه وجود- اصالة الاطلاق مىتواند جلوى تقييد را گرفته و مسأله نفسيت را ثابت كند. ولى ايشان مىخواهد بفرمايد: «بهحسب واقع، دو اشتراط وجود دارد» بنابراين اگر ما بخواهيم اصالة الاطلاق را نفى كنيم بايد هر دو اشتراط را از بين ببريم: در مورد اشتراط دوم، به مرحوم نائينى مىگوييم: آيا مقصود شما از توقّف، كه مىفرماييد: «وجود واجب نفسى متوقّف بر وجود واجب غيرى است» چيست؟ اگر مقصود شما از توقّف، صرف مقدّميت باشد، به اين معنا كه اگر مقدّمه تحقّق پيدا نكند، ذى المقدّمه هم تحقّق پيدا نخواهد كرد، در اين صورت مىگوييم: «اين حرف معنايش تقييد نيست تا شما بتوانيد با اصالة الاطلاق جلوى آن را بگيريد. در مسأله «نصب نردبان» نسبت به «بودن بر پشتبام»، آنچه واقعيت دارد اين است كه «بودن بر پشتبام»- عادتاً- بدون «نصب نردبان» امكان ندارد. اين معناى مقدّميت است. امّا بحث ما در تقييد است نه در مقدّميت. شما مىفرماييد: «لازمه مقدّميت «نصب نردبان»، دخالت داشتن آن، بهعنوان يك قيد، در مادّه واجب نفسى است». اين را شما از كجا مىآوريد؟ لازمه اين حرف اين است كه تمام مقدّمات بهعنوان قيديت در واجب نفسى دخالت داشته باشند. و در خارج اينگونه نيست. البته در بسيارى از مقدّمات شرعيه، مسأله قيديت هم وجود دارد، [١] مثلًا طهارت قيد براى صلاة است. امّا تقييد ذى المقدّمه به مقدّمه، امرى زائد بر مقدّميت است و مقدّميت به تنهايى اقتضاى اين تقييد را نمىكند و الّا اگر «بودن بر پشتبام» بهعنوان مأمور به قرار گيرد و فرض كنيم مولا توجه به مقدّميت «نصب نردبان» دارد، لازم مىآيد كه «بودن بر پشتبام مقيّد به نصب نردبان» بهعنوان مأمور به باشد. درحالىكه اگر از عبد سؤال كنند مولا تو را به چه چيزى امر كرده است؟ مىگويد: «بودن بر پشتبام». مىگوييم: «پس نصب نردبان
[١]- ولى اين نمىتواند بهعنوان ضابطه مقدّميت مطرح باشد.