تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٦ - منتخباتى از تسخير شدگان - تاليف داستايوسكى
- چنين مى گويند كه اگر كسى به خدا اعتقاد داشت ، مى تواند كه به يك كوه فرمان دهد تا از جاى خويش حركت كند و آن حركت خواهد كرد . [١] - يك خدا نشناس و زنديق ، خواه شما بپسنديد و خواه نه ، روى پلهء ما قبل آخر نردبانيست كه به ايمان كامل منتهى مى گردد ( از اين پله بالا مى رود يا نه ، مسالهاى ديگر است ) ، حال آن كه آدم بىقيد و بىتفاوت و سهل انگار هيچ ايمانى ندارد جز يك ترس بىمورد و ناپسند و اين امر هم بندرت اتفاق مى افتد ، زيرا لازمست كه طبعى حساس داشته باشد . [٢] - اگر گمان مى بريد كه مى توانيد بر نفس خويش ببخشاييد ، و اگر خواهيد سزاوارى اين بخشايش را به وسيلهء درد و رنج به دست آوريد ، آن گاه كاملا مومن خواهيد بود . چگونه توانستيد بگوييد كه به خدا ايمان نداريد ؟ [٣] او انجيل را نشان داد . تيخون با رقت و دل سوزى گفت :
- در پاسخ تان ، شما را به نكتهاى بشارت مى دهم : اگر موفق شديد كه بر نفس خويش ببخشاييد ، مسيح هم شما را مى بخشايد . . . آه نه ، نه ، حرفم را باور مكنيد من كفر و ناسزا گفتم ، حتى اگر نتوانستيد با نفس خويش آشتى كنيد ، حتى در اين هنگام هم بعلت درد و رنجهايتان ، او بر شما مى بخشايد ، چون اراده اش بر اين تعلق گرفته است . . . زيرا در قوهء تكلم انسانها براى بيان و توضيح همهء راهها و همهء دلايل « برهء خدا » ، « كه روزى بر ما آشكار و برملا خواهد شد » ، آن چنان كه بايد و شايد ، نه كلمات وجود دارد و نه تصاوير ، زيرا بر غير مدرك كه مى تواند دست بيابد ، لا يتناهى را كه مى تواند درك كند ؟ [٤] خداوند به نخستين كوشش و فدا كارى شما توجه مى كند و آن را در نظر مى آورد
[١] همان مأخذ ، ج ٢ ص ٤٢٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٢ ص ٤٣١ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٢ ص ٤٧٩ . .
[٤] همان مأخذ ، ج ٢ ص ٤٨٠ . .