تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - منتخباتى از تسخير شدگان - تاليف داستايوسكى
- شما خدا را منكريد زيرا نجيب زادهايد ، آخرين نجيب زاده . شما درك خير و شر را از دست دادهايد ، زيرا ديگر ملت خود را نمى شناسيد نسل تازهاى پا بعرصهء وجود گذاشته ، او مستقيم از ملت برخاسته و شما او را نمى شناسيد : نه شما ، نه ورخونسكى پدر و پسر ، نه من زيرا خود من از زمرهء شمايم ، و نه فرزند نوكر شما پاشكا گوش كنيد ، شما مى توانيد خدا را در كار دشوار و طاقت فرسا باز يابيد ، همين نكته اصل مطلب است . و الا مانند يك كثافت ناچيز محو و نابود مى شويد ، كار كنيد و آن گاه خدا را باز يابيد - خدا را در كار دشوار يافتن ؟ كدام كار دشوار ؟ - خدا در كار دشوار و طاقت فرساى دهقانان دست به كار شويد ، ثروت و دارايى خود را رها كنيد ، ، آه باز مى خنديد از يك راه و وسيلهء مشروع واهمه داريد اما « استاوروگين » ابدا نمى خنديد . پس از تفكر ، گويى واقعا يك فكر تازه و جدى را كه ارزش دارد به آن توجه يافته است ، خنديد و گفت :
- شما معتقديد كه خدا را مى توان در يك كار دشوار يافت و على الخصوص در كار دشوار دهقانان ؟ [١] من طرفدار « شيگالف » ام آموزش و تعليم ضرورت ندارد ، علم ديگر بس است حتى بدون علم ، براى هزار سال مواد و مصالح داريم ، اما بايد اطاعت و فرمانبردارى را به وجود آوريم و به آن نظم و نسق دهيم . اطاعت و فرمانبردارى تنها امريست كه دنيا فاقد آن است . عطش آموزش و تعليم ، يك عطش اشرافى است . با پيدايى خانواده و عشق مى بينيم كه ميل به تملك هم پديدار مى شود . [٢] در سوسياليسم چه چيز وجود دارد ؟ او نيروهاى كهن را نابود كرده و نيرويى تازه به وجود نياورده است [٣]
[١] همان مأخذ ، ص ٢٤٦ - ٢٤٥ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٤٠٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٤١٢ . .