تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٢ - نوع سوم - زمينه هاى عارضى و ثانوى حيات
مى خواهند ، به دانش و قدرت و زيبايى و تحصيل همه گونه استراحت علاقه مى ورزند .
اشخاص يا طبقه ها در مقابل اين صحنه ها قرار گرفته براى جلوگيرى يا تقليل مزاحمت انسانها با يكديگر ، قانون وضع نموده اجرايش كردهاند ، اگر هم كوشيده كه عقايد عالىترى را مانند عدالت جويى و تنفر از ستم و ساير مبانى اخلاقى و معنوى را ترويج كنند ، در حقيقت براى استمداد بهمان قوانين و اجرائيات بوده است . اين متصديان و چشمگيران به استثناى افراد بسيار اندك ( مانند مارل اورل . ) بدان جهت كه حيات خود را با مقام رياست و ز عامت رنگ آميزى كردهاند ، از درك حياتى كه افراد اجتماعات طعم آن را مى چشند بر كنار بودهاند . [١] به عبارت ديگر رابطهء پيش روان به معناى عمومى و پيروان باز به معناى عمومى اش تنظيم حيات طبيعى انسانها بوده است ، خواه مطابق تفسيرى كه خود مردم با عينك مخصوص به خود در بارهء حيات مى كردند ، يا مطابق توجيهى كه پيش روان براى حيات منظور مى داشتند و بهر تقدير حياتى كه موضوع اداره و تنظيم بوده است : همان حيات طبيعى در زمينهء حد اكثر لذت طبيعى و حد اقل درد طبيعى بوده است . نتيجهاى كه از اين جريان در تاريخ بشرى به دست آمده است ، اين است كه انسانها در زندگى فقط مزاحم يكديگر نباشند و بگذارند هفتاد و هشتاد سال بخورند و بياشامند و لذت ببرند .
[١] دو نكته را بايد در اين مورد متذكر شويم : يك - مقصود از متصديان تنها مقام رسمى وضع قانون و اجراى آن نيست ، بلكه شامل هر گونه اشخاص و طبقاتى مى باشد كه به اندازهء قدرت و نفوذى كه دارند مى توانند در تفسير و توجيه حيات انسانها نقشى داشته باشند مانند قدرتمندان اقتصادى و متصديان عقايد مرسوسه و غيره . . دو - اين كه گفتيم متصديان حيات خود را با مقام رياست و ز عامت رنگ آميزى مى كنند مفهوم بسيار گستردهاى دارد كه بايد مورد تأمل كافى قرار بگيرد . زيرا مسئلهء اختيار و اجبار و خود آگاهى و ناخود آگاهى و نيتها در مفهوم رنگ آميزى مزبور ، مسائل فوق العاده با اهميت مى باشند . .