تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٦ - به من حيران شويد تحسينم كنيد همينست معناى بستن روح انسانى با زنجير گرانبارى كه اگر نيروى جهان هستى در يك دست و باز و متراكم شود ، باز نمى تواند آن زنجير را از گردن روح باز كند
دادن آنها يا به بيمارستانهاى روانى و يا بدهنهء توپها و يا زير رگبار مسلسلها و هدف بمبهاى مرگ زا مصرف شده است .
مقدارى ديگر از نيروها را كه آن هم بنوبت خود بسيار كلان است . به معرفى سيستمها و موسسات و حفظ آنها از دستبرد رويدادهاى واقع ساز . سپس گمان مى كنيم كه واقعاً نيروهاى خدا دادى ما در تحصيل واقعيات در زمينه يك زندگى واقعى مصرف مى شود و اگر در تاريخ ما شخصيتهاى بر جستهاى از قبيل جلال الدين و ويكتور هو گو و ماكس پلانكها ظهور مى كنند ، مربوط به همين طرز استهلاك نيروها است
چشم باز و گوش باز و اين عمى حيرتم از چشم بندى خدا
((٢٢٣٢)) دم بجنبانيم ز استدلال و مكر تا كه حيران ماند از ما زيد و بكر
((٢٢٣٣)) طالب حيرانى خلقان شديم دست طمع اندر الوهيت زديم
((٢٢٤٠)) در هواى آن كه گويندت زهى بستهاى بر گردن جانت زهى
به من حيران شويد : تحسينم كنيد همينست معناى بستن روح انسانى با زنجير گرانبارى كه اگر نيروى جهان هستى در يك دست و باز و متراكم شود ، باز نمى تواند آن زنجير را از گردن روح باز كند .
به من نگاه كنيد ، با شما هستم مى گويم : به من خيره شويد ، منم كه عمرى را براى به دست آوردن معرفت سپرى كردهام ، منم كه پنبهء تمام مشكلات انسان شناسى را زدهام ، جهان يابى من به اندازهء ايست كه جهان در مقابل ديده گان من مانند يك قوطى كبريت مى نمايد بريده باد دست تمام بشريت كه در روى كرهء خاكى مجسمهء طلايى مرا در تمام كشورها نزده است