تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - منتخباتى از كتاب آزردگان - تأليف داستايوسكى
منتخباتى از كتاب آزردگان - تأليف داستايوسكى من هرگز بموهومات و وجود اجنه و پيش آمدهاى غير منطقى ايمان نداشتهام ليكن حوادثى برايم روى داده است كه از تحليل و تشريح آن عاجزم . فى المثل نمى دانم چرا به محض اين كه مرد كهن سال را ديدم ، پيش خود احساس كردم : امشب پيش آمد غير مترقبى براى من روى خواهد داد علاوه بر اين من بيمار بودم و هر كسى مى داند كه احساسات و انديشه هاى بيمار همواره فريبنده است . [١] اكنون كه ناتوان و بيمار بر بستر بيمارستان خوابيدهام و قدمى چند بيش بگور ندارم ، به خود مى گويم : نوشتن اين خاطرات چه ثمر دارد ؟ مگر نه چند صباحى ديگر بايد بسراى جاودان شتافت ؟ [٢] سر موفقيت تو در اين كتاب آن است كه مطابق روحيهء خواننده نگاشتهاى چنان كه گويى كليه اين حوادث براى خود من روى داده است . عقايد دشوار و نوشته هاى بغرنج بچه درد مى خورد ؟ [٣] اما بديهى است كه ترقى و تعالى تو در دست خود تو است و تنها در پرتو كار تأمين مى گردد و نه حمايت اين و آن ، [٤] ناتاشا گفت :
- پدر جان مى خواهيد او چطور باشد ؟ ايخمنيف به من روى آورد و گفت :
- منظورم اين است كه قيافهء تو به هيچ روى شاعرانه نيست : البته تو خود مى دانى كه شعرا قيافه كم رنگ و موها و ديده گان خاصى دارند ، فى المثل گوته صورت خارق العاده داشت . من راجع بقيافه شعرا و نويسندگان در سالنامه ها شرحهاى
[١] آزردگان اثر داستايوسكى ترجمه آقاى مشفق همدانى ، چاپ ششم ، ج ١ ص ١٠ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٠ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٤١ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٤٢ . .