تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠ - ٤٤ - گذشت ساليان عمر عقل را ورزيده تر مى كند و بالعكس با شروع دوران پيرى بناتوانى مى گرايد
٤٦ - مغرور عقل جزيى نباشيد .
٤٧ - اى عقل بىنوا با احساس وظيفه مخالفت مكن .
نمود كه در هر قرنى دو يا سه يا چهار نفر درك كنند ، ولى در قرآن مجيد همين موضوع با ساده ترين شكل بيان شده است كه همهء عقول را بكلى قانع مى سازد .
« شما اگر ديدار خدا را مى خواهيد عمل صالح به جا بياوريد » ، « باز گشت همه به سوى او است » ، « اى نفس كه به آرامش خود رسيدهاى در حالى كه تو از خدا و خدا از تو راضى است به سوى خدايت بر گرد . » .
٤٦ - مغرور عقل جزيى نباشيد .
حيله و مكر اندرين ره سود نيست هر كه شد مغرور عقل او كودنى است [١]
با مشاهدهء آن همه خطاها و اشتباهات ، مغرور شدن به عقل ، انسان را از زمرهء انسانيت بيرون مى كند ، جاى تأسف است كه انسان نه يك بار نه دو بار نه صد بار ، بلكه هزاران بار در فراز و نشيب زندگى به خسارت ناشى از پرستش عقل محدود خود مبتلا شود ، باز از عقل و تعقل به معنايى كه شرايط محدود خود اجازه مى دهد دم بزند
عجب از گمشدگان نيست ، عجب ديو را ديدن و نشناختن است [٢]
پروين اعتصامى اينان در سر چشمهء آب حيات با لب تشنه نشسته و زانو به بغل گرفته ، كوزه هاى پر از آب شور به سر مى كشند و هيجانات نارواى درونى را با سيراب شدن اشتباه مى كنند ٤٧ - اى عقل بىنوا با احساس وظيفه مخالفت مكن .
عقل تو از آفتابى بيش نيست اندر آن فكرى كه نهى آمد مايست كژ منهاى عقل تو هم گام خويش تا نيايد آن كسوفت رو به پيش [٣]
[١] دفتر دوم ، ص ١٢٧ بيت ٦١ . .
[٢] ديوان پروين اعتصامى . .
[٣] دفتر ششم ، ص ٣٦٦ بيت ٥٧ و ٥٨ . .