تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٨ - ٤٤ - گذشت ساليان عمر عقل را ورزيده تر مى كند و بالعكس با شروع دوران پيرى بناتوانى مى گرايد
٤٥ - تفاهم معمولى همواره به وسيلهء عقل جزئى است .
نكته يكم
نكته دوم
مزبور احتياج به تحريك و توجه و اراده مستمر دارد ، مانند آب چاه كه بالا آمدنش احتياج به تلمبه و فشار دائمى دارد .
٤٥ - تفاهم معمولى همواره به وسيلهء عقل جزئى است .
گفت ازين ره كو ره آوردى بيار در خور فهم و عقول اين ديار پست مى گويم به اندازهء عقول عيب نبود اين بود كار رسول [١] بهر طفل نو پدر تىتى كند گر چه عقلش هندسهء گيتى كند گوهر معقول را محسوس كرد پير بينا بهر كم عقلى مرد [٢]
تفاهم انسانهاى بزرگ كه داراى عقل عالى و انديشه هاى نيرومند مى باشند با مردم معمولى و همچنين مردم معمولى در ميان خود با عقول معمولى و مقتضيات آنها بايد صورت بگيرد . اين است قانون عمومى محاورات و تفهيم معانى در جوامع انسانها ، ولى دو نكتهء مهم را در اين مسئله نبايد فراموش كرد :
نكته يكم - بايد متوجه بود كه اين تفاهم ناشى از ضرورت آمادگى به پذيرش حقايق و واقعيات است و بايد انسانها را به حركت به سوى حقايق و واقعيات تحريك نمود ، اگر چه در اين تحريك مراعات حال كاروانيان لازم است . اما بايد ضمنا به اين كاروانيان تفهيم كرد كه راه به سوى مقصد هميشه سطح هموار نيست ، بلكه ما در پيش رو سنگلاخ داريم و از رودخانه ها بايد عبور كنيم ، از قلهء كوه ها بالا رويم و به دره ها سرازير شويم . . . اين همان تفاهم متحرك است كه روى بنياد تكامل استوار شده است .
نكته دوم - اين است كه عقل رشد يافته براى تفاهم نبايد آن اندازه تنزل ناخود آگاه كند كه موجب سقوط خويشتن شود ، اين همان نتيجه را دارد كه مى گويد :
شد غلامى كه آب جو آرد آب جو آمد و غلام ببرد
[١] دفتر اول ، ص ٦٩ بيت ٧ و ص ٧٤ بيت ١٦ و ص ١٣٣ بيت ٣١ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ١٢٩ بيت ٦٨ . .