تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - ٤٤ - گذشت ساليان عمر عقل را ورزيده تر مى كند و بالعكس با شروع دوران پيرى بناتوانى مى گرايد
اين يك مسئله حساس است و تنزل تدريجى هم با پرچم و كر و ناى وارد مغز آدمى نمى شود ، تا انسان را مطلع بسازد و انسان خود را از سقوط به تنزل جلوگيرى كند .
رشد و عظمت عقلانى فوق العادهاى لازم است كه انسان بدون اين كه از مفاهيم معمولى عاميانه كنار برود و عقل خود را در چنگال آنها گرفتار نمايد ، با اين حال به فعاليت تصاعدى عقل ادامه داده و مردم معمولى را هم در جريان تصاعد خويش قرار دهد يكى از شگفتىهاى مغز جلال الدين همين است : گاهى براى تفهيم مطلب به مثالهاى عاميانه دست مى زند كه واقعا حيرت آور است .
مثلًا براى بيان اين كه جريان تضاد در حقايق هستى از روى حكمت و ضرورت است ، با يك مثال ساده و عاميانه مقصود خود را بيان مى كند :
حكمت اين اضداد را با هم ببست اى قصاب اين گرد ران با گردن است
براى توضيح اين كه فهم و شعور و حال و قال ، همه و همه دامنهء خود هستى است ، چگونه مى توان با جزيى از هستى ، كل هستى را شناخت ، مثال سادهء همه فهم را مى آورد و مى گويد :
كاشكى هستى زبانى داشتى تا ز هستان پرده ها بر داشتى هر چه گويى اى دم هستى از آن پردهء ديگر بر او بستى بدان
پيامبران و پيشوايان الهى شگفت انگيزترين روش را با جهانيان بروز دادهاند با اين كه تمام اسرار انسان و جهان را در دست داشتند ، با اين حال تفاهمشان با محقرترين انسانها و بزرگترين متفكران تفاوتى نمى كرد . قرآن مجيد را كه در گذرگاه قرون و اعصار به سير خود ادامه مى دهد مورد توجه قرار بدهيد .
بياناتش به طورى است كه هر گونه تعقل ساده و ورزيده و بلند پرواز را اشباع و قانع مى سازد ، مثلًا باز گشت همه به سوى خدا موضوعى است كه با كمك عقل و وجدانهاى مختل نشدهء همهء انسانها قابل دريافتاست .
اين موضوع را ممكن است با صدها لفافه و اصطلاحات علمى و فلسفى مطرح