تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - ٤٤ - گذشت ساليان عمر عقل را ورزيده تر مى كند و بالعكس با شروع دوران پيرى بناتوانى مى گرايد
توانستن رو به نيستى است .
خلاصه ، به طور محسوس عينى قدرت و ضعف جسمانى هيچ تلازمى با قدرت و ضعف عقلانى ندارد .
و اين مطلب كه امروز رايج شده و مى گويد : كارها را به جوانان بسپاريد ، اگر مقصود اين است كه تدريجاً آنها را وارد ميدان زندگى كنيد و در مقابل بهره بردارى از نيروهاى انسانى آنان ، تعقل و انديشهء آنها را به كار و كوشش وادار كنيد ، مطلب بسيار منطقى و متين و واقع بينانه است و اگر مقصود اين است كه آدم بيست و پنج ساله از آدم چهل ساله در همهء شرايط بهتر مى فهمد ، اگر از غرض ورزى ناشى نشده باشد ، حتما خطا و غلط است .
آن چه كه قابل مشاهده و اثبات است اين است كه تكامل عقلانى انسان دائما در حال تزايد است . اگر عوارض خارجى جلو اين تكامل را نگيرد و اگر اختلالات روانى و ضايعات مغزى پيش نيايد ، عقل آدمى در مسير خود همواره رو به رشد حركت مى كند ناتوانى كهنسالان از تعقل در دوران كهولت مربوط به سقوط خود تعقل نيست ، بلكه وسايل و ابزار و ميدان كار تعقل ، رو به تنزل و كاهش رفته است .
اين مثل قديمى كه مى گويد : « عقل سالم در بدن سالم است » همين معنى را منظور مى دارد ، چه در دوران جوانى و چه در روزگار پيرى و سالخورده گى . بنا بر اين مسير خود تعقل از مسير قوانين مادى بدن جدا مى شود و از نظر ماهيت دو مسير مشخص و متمايز را در پيش مى گيرند ، يك نقاش زبر دست موقعى مى تواند تابلوى بسيار نفيس را به وجود بياورد كه وسايل كارش مرتب و آماده باشد ، مرتب و آماده بودن وسايل و ابزار خود نقاش را نمى آفريند ، بلكه نقاش بدون آنها اثر خود را نمى تواند به فعليت برساند .
بلى ، موضوع اخلاق و گرايش بامور عالى انسانى و الهى ، مانند رشد قانونى عقل نيست ، بلكه بدان جهت كه طبيعت مادى انسان همواره رو به هوى و هوس و سود جويى و به عبارت مختصرتر غلطيدن در ماديات است ، لذا همواره براى بالا بردن فعاليتهاى