تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - ٢٦ - فراوانى خطاهاى عقل جزيى است كه انسان را به آرزوى جنون وادار مى سازد
كاغذ وجود دارد و قابل قسمت نيست ؟ اين مطلبى است كه عقل آن را نمى پذيرد ، زيرا اگر بعدى در خارج وجود دارد : بايد قابل قسمت باشد ، و اگر همان جزء اخيرى باز قابل قسمت است ، مى پرسيم تا كجا ؟ بايد بگوييد تا بىنهايت گفته مى شود با اين كه كل محدود است ، چگونه به اجزاء بىنهايت تقسيم مى گردد . بيا اى عقل تجربى جزيى ، جواب بده آيا منطق و عقل جزيى و تجربى مى تواند جهان بينى ما را كه محصولى از بازيگرى و تماشاگرى است تغيير داده به تماشاگرى خالص مبدل بسازد ؟ نه هرگز .
حالا چكار كنيم ؟ آيا به كلى از عقل اعراض كنيم - زيرا در اين مسائل .
آزمودم عقل دور انديش را
و به جايى نرسيد ، پس
بعد از اين ديوانه سازم خويش را
وانگهى براى انسانهايى كه در راه وصول به حقايق و واقعياتند ، مشاهدهء اين كه اغلب آن اشخاص كه ادعاى عقل مى كنند و خود را خردمند و عاقل مى دانند ، راه فساد و بىعقل گرايى را در پيش گرفتهاند موجب اين نمى شود كه بگويند : عقل و خرد مال خودتان ، بگذاريد ، زندگى كنيم ؟ يا اين كه بايد بگوييم : عقل و خرد ، عقل و خرد است ، براى هميشه هم عقل و خرد خواهد بود .
اين عقل جزيى تجربى قلمروى دارد ، به زور وادارش نكنيد از آن قلمرو تجاوز كند ، زيرا در نخستين مرحله ريشه هاى خود را آتش زده و شعله ور خواهد ساخت و نيز بايد بگوييم : عقل و خرد غير از عاقل و خردمند است ، زيرا چنين نيست كه هر كسى كه سرمايهاى دارد مى تواند از آن بهره بردارى كند .