دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٥ - ١٣/ ٣ آغاز برانگيخته شدن اعتراض
دو تن (عبد اللّه و محمّد) نيز بيمناك بودم و به يقين دانستم كه اين دو فقط به دليل موقعيّت من، بر من پيشى گرفتند و به خدا سوگند؛ هر آينه اگر آنها را [اذن نبرد مىدادم، چنانچه] پس از آن روز، ديدارشان مىكردم، بىشك ديدارى نه در سپاهم و خانهام [بلكه در سراى ديگر] بود.
٢٦٠٦. الإرشاد امام على ٧ در پاسخِ خوارج معترض به داورى، پيش از ورود به كوفه گفت: «بار خدايا! اين، جايگاهى است كه هر كس در آن پيروز گردد، براى پيروزى در روز قيامت، سزاوارتر است؛ و هر كه به عيب آلوده شود يا خيانت ورزد، در رستخيز، كور و راه گمكردهتر خواهد بود.
شما را به خدا سوگند مىدهم، آيا مىدانيد (به خاطر داريد) آنگاه كه قرآنها را برافراشتند و گفتيد [دعوت] ايشان به كتاب خدا را اجابت مىكنيم، به شما گفتم:" من بيش از شما، اينان را مىشناسم؛ آنان نه ياران ديناند و نه قرآن. من در خُردسالى و بزرگْسالى با آنان معاشرت داشتهام و ايشان را شناختهام. آنان، بدترين كودكان [بودهاند] و بدترينِ بزرگاناند. بر حق و راستىِ خويش به پيش رويد. اين قوم، اين قرآنها را از سرِ نيرنگ و عجز و فريب، براى شما برافراشتهاند"؛ امّا شما رأى مرا نپذيرفتيد و گفتيد:" نه! بلكه دعوتشان را مىپذيريم"؛ و من به شما گفتم:" به ياد داشته باشيد كه من چه گفتم و شما از سخن من، سر باز زديد".
آنگاه كه شما جز به [داورى طبق] قرآن رضايت نداديد، من بر آن دو داور شرط كردم كه آنچه را قرآنْ زنده فرموده، زنده سازند و آنچه را قرآن ميرانده، بميرانند. حال اگر به حكم قرآنْ داورى كردهاند، ما را نمىرسد كه با داورى آن كس كه طبق قرآن حكم كرده، مخالفت ورزيم؛ و اگر از حكم قرآن سر باز زدهاند، ما از داورى ايشان بيزاريم».
يكى از خوارج به وى گفت: به ما بگو آيا داور كردنِ آدميان درباره جان افراد، عادلانه است؟
على ٧ گفت: «ما آدميان را داور نكرديم و جز آن نيست كه قرآن را داور ساختيم. اين قرآن، همانا، نگاشتهاى است گردآمده در كتابى كه خود سخن نمىگويد؛ بلكه آدميان