دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٧ - ١٢/ ١ مخالفت با امام در گزينش داور
اشعث و قاريان عراق كه همراه وى بودند، گفتند: ما به ابو موسى رضايت داديم.
على ٧ به ايشان گفت: «مرا به انديشه و خِردورزىِ ابو موسى اطمينان نيست. من عبد اللّه بن عبّاس را براى اين كار بر مىگزينم».
گفتند: به خدا سوگند، ما ميان تو و ابن عبّاس فرق نمىنهيم. گويا تو مىخواهى خودْ داور باشى. پس مردى را برگزين كه نسبتش با تو و معاويه يكسان باشد و به هيچ يك از شما دو تن، نزديكتر از ديگرى نباشد.
على ٧ گفت: «پس چرا از گزينش ابن عاص براى شاميان خشنوديد، حال آن كه او چنين نيست؟».
گفتند: آنان [به كار خود] آگاهترند و ما تنها بايد به خود بپردازيم.
گفت: «پس من اين كار را به اشتر وا مىنهم».
اشعث گفت: آيا اين جنگ را كسى جز اشتر برافروخت؟ و آيا ما تاكنون جز به رأى اشتر بودهايم؟
على ٧ گفت: «رأى او چيست؟».
گفت: [اين است كه] گروهى بر گروهى ديگر فرو كوبند تا خواست خدا در رسد!
گفت: «آيا جز به اينكه ابو موسى را [حَكَم] قرار دهيد، تن نمىدهيد؟»
گفتند: آرى.
گفت: «پس آنچه مىخواهيد، انجام دهيد!».
٢٥٩٢. تاريخ الطبرى به نقل از ابو مِخنَف: اشعث بن قيس نزد على ٧ آمد و به وى گفت: چنان كه مىبينم، افراد فقط به اين خرسند و شادماناند كه دعوت سپاه معاويه براى داورى طبق قرآن را بپذيرند. پس اگر خواهى، نزد معاويه رَوَم و خواست او را بپرسم و ببينم او چه مىخواهد.