دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٣ - ١١/ ٥ بازگشت اشتر از عرصه نبرد
پس مالك روى به جانب عراقيان نهاد تا به ايشان رسيد و گفت: اى عراقيان! اى فرومايگان سستْعنصر! آيا اكنون كه شما بر شاميان چيره گشتهايد و آنان دريافتهاند كه بر ايشان پيروز مىشويد، قرآنها را برافراشتهاند و شما را به حكم قرآن فرا مىخوانند [، چنين مىكنيد]؟! به خدا سوگند، ايشان فرمان خداى عز و جل در قرآن و سنّت پيامبر ٦ را فرو نهادهاند. پس آنان را اجابت نكنيد. به من [تنها] به اندازه يك تاختن اسب، فرصت دهيد، كه من به پيروزى چشم دوختهام.
گفتند: آنگاه، ما نيز در خطاى تو سهيم مىشويم!
گفت: درباره خودتان برايم بگوييد، در حالى كه بهترينهايتان كشته شدند و فرومايگانتان باقى ماندند. شما چه زمان بر حق بوديد؟
آيا آنگاه كه نبرد مىكرديد و برگزيدگانتان كشته مىشدند؟ پس در اين صورت، اكنون كه از نبرد دست كشيدهايد، بر باطل هستيد. يا اينك شما برحقّيد؟ كه در اين صورت، كشتهشدگانتان كه فضيلتشان را انكار نمىكنيد و از شما برتر بودند، در آتشاند!
گفتند: ما را وا گذار، اى اشتر! ما در راه خداى عز و جل با ايشان جنگيديم و براى همو كه منزّه است، جنگ با ايشان را وا مىنهيم. ما نه پيرو توايم و نه اميرت. پس از ما دور شو!
گفت: به خدا سوگند، فريبتان دادند و فريب خورديد. به فرو نهادنِ جنگ، فرا خوانده شديد و پذيرفتيد.
اى سيهپيشانىها! ما مىپنداشتيم نماز خواندن [هاى فراوانِ] شما از سرِ بىميلى به دنيا و شوق ورزيدن به ديدار خداى عز و جل است. امّا اكنون وضع شما را جز آن نمىبينم كه از مرگ به سوى دنيا مىگريزيد. هَلا كه زشت است [كار شما] اى همانندانِ پيرْ شترِ نجاستخوار! و شما از اين پس، هرگز رنگ عزّت را نخواهيد ديد. پس دور شويد، همان گونه كه گروه ستمگر دور شدند.
آنگاه، ايشان به وى دشنام دادند و او نيز به آنان دشنام داد. پس ايشان با تازيانههاى خويش بر چهره اسبش كوفتند و او هم با تازيانهاش بر چهره اسبان آنها زد. آنگاه، على ٧ بر ايشان بانگ زد و بازشان داشت.
٢٥٨٠. وقعة صِفّين به نقل از ابراهيم بن اشتر، در بيان ماجراى پس از برافراشته شدن قرآنها: اشتر گفت: اى امير مؤمنان! صفوف عراق را بر صفهاى شاميان بتازان تا ايشان بر خاك افتند.