دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥ - ٩/ ٧ شهادت عمار بن ياسر
نيزه [ها]. به راستى درهاى آسمان گشوده شده و سيهچشمان [بهشتى] خود را آراستهاند [و آماده پذيرايى از تواند]:
امروز با دوستان ديدار مىكنم؛
با محمّد و حزب او.
پس آن دو، باز نگشتند و كشته شدند.
٢٥٠٨. تاريخ الطبرى به نقل از حبّة بن جوين عرنى: من و ابو مسعود، در مدائن[١]، نزد حُذَيفه رفتيم و بر او داخل شديم. گفت: خوش آمديد! از ميان قبايل عرب، هيچ كس نيست كه بيش از شما دو تن، دوستش بدارم.
من [به تواضع] اين سخن را به ابو مسعود نسبت دادم. آنگاه گفتيم: اى ابو عبد اللّه! با ما سخن بگو كه از فتنهها بيم داريم.
حُذيفه گفت: بر شما باد همراهى با گروهى كه [عمّار] فرزند سميّه در آن است. همانا خود از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود: «گروهك متجاوز گمراه، او را خواهند كشت و واپسين خوراكش قدرى شير آميخته به آب خواهد بود».
حبّه گفت: پس در صِفّين، عمّار را ديدم كه مىگفت: «واپسين خوراك من از دنيا را برايم بياوريد» و برايش قدرى شير آميخته به آب، در پيالهاى تَهْ فراخ با حلقهاى سرخ آورده شد. پس حذيفه، سرِ مويى هم خطا نگفته بود. [عمّار] سپس خواند:
امروز با دوستان ديدار مىكنم؛
با محمّد و حزب او.
[و افزود:] به خدا سوگند، اگر به ما ضربه زنند، چندان كه به نخلستانهاى هَجَر پرتابمان كنند، باز يقين داريم كه ما بر حقّيم و آنان بر باطلاند.
آن گاه گفت: مرگ زير [سايه] نيزه است و بهشت زير [سايه] شمشير!
[١]. نام اصلى مدائن، المدائن السبعة( شهرهاى هفتگانه) است كه پايتخت پادشاهان ايران بوده و در بخش شرقى رود دجله و در حوالى بغداد، در پايين دست آن قرار دارد. ايوان كسرا هم در اين شهر بوده است. اين شهر در سال چهاردهم هجرى قمرى به دست مسلمانان فتح شد( ر. ك: تقويم البدان: ص ٣٠٢).