دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٧ - ٣/ ٦ بيعت خوارج با عبد الله بن وهب
و جماعت با چشمان خود او را دنبال كردند. امام ٧ گفت: «همانا ديدگان اين نرينگان، آزمند است! اين گونه نگريستن، مايه برانگيختن شهوت است. پس هر يك از شما چشمش به زنى افتاد كه او را خوش آمد، بايد با زن خود درآميزد، كه او نيز زنى است همچون هر زنى».
مردى از خوارج گفت: خداوند، او را در حال كفرش بكشد! چه خوب مىفهمد!
جماعت برخاستند تا او را بكشند. على ٧ گفت: «درنگ ورزيد! پاسخ او، تنها دشنامى است برابر دشنام، يا درگذشتن از گناه».
٣/ ٦
بيعت خوارج با عبد اللّه بن وهب
٢٦٨٩. تاريخ الطبرى بهنقل از عبد الملك بن ابى حرّه: چون على ٧، ابو موسى را براى داورى برگزيد، برخى از خوارج با هم ديدار كردند و در خانه عبد اللّه بن وَهْب راسبى گرد آمدند.
عبد اللّه بن وهب، پس از سپاس و ستايش خدا گفت: امّا بعد؛ به خدا سوگند، جماعتى را كه به [خداوند] رحمان ايمان دارند و به حكم قرآن تن مىدهند، روا نيست كه اين دنيا كه خشنود شدن به آن و تكيه كردن بر آن و برگزيدنش، رنج و ويرانى است، نزد آنان گُزيدهتر از امر به معروف و نهى از منكر و گفتار حق باشد، هر چند دچار كمبود يا زيانى در اين دنيا شود؛ زيرا پاداش وى در روز قيامت، خشنودى خداى عز و جل و جاودانگى در بهشت اوست.
پس اى برادران ما بياييد با نپذيرفتن اين بدعتهاى گمراهكننده، از اين سرزمين كه مردمى ستمگر دارد، به برخى نواحى كوهستانى يا يكى از اين شهرها برويم.
حرقوص بن زُهَير به او گفت: همانا بهره اين دنيا اندك است و جدايى از آن، نزديك! پس مبادا آراستگى و شادابىاش، شما را به ماندن در آن فرا خوانَد و از طلب حق و ظلم ستيزى باز دارد، كه همانا خداوند با كسانى است كه تقوا پيشه كنند و احسان پيش گيرند.
حمزة بن سِنان اسدى گفت: اى جماعت! رأى همان است كه شما انديشيديد. پس