دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩ - ٣/ ٣ روانه كردن عبد الله بن عباس به سوى خوارج
على ٧ به او گفت: «اگر بر حق بودى، در مرگِ بر حق، آرامش [و رهيدن] از دنيا بود؛ [امّا] همانا شيطان شما را فريفته است. پس خداى عز و جل را پروا ورزيد، كه هر آينه، شما را در دنيا خيرى نيست تا بر آن بجنگيد».
پس، هر دو از نزد على ٧ بيرون شدند در حالى كه شعار تحكيم (لا حكمَ إلّا للّه) سر مىدادند.
٣/ ٣
روانه كردن عبد اللّه بن عبّاس به سوى خوارج
٢٦٦٩. امام على ٧ برگرفته سفارش او به عبد اللّه بن عبّاس، آنگاه كه وى را براى دليلآورى، نزد خوارج فرستاد: با آنان، به قرآنْ در نياويز، كه قرآن [معانى مختلف را] در بردارد و وجهها [ى گوناگون] را تاب مىآورد؛ تو مىگويى و آنان هم مىگويند [و هر دو به قرآن، استدلال مىكنيد، بى آن كه سود دهد]؛ ليكن با آنان به سنّت استدلال كن، كه ايشان از آن گريزى ندارند.
٢٦٧٠. الفتوح در بيان ماجراى شاريان[١] خوارج، و شورش ايشان بر على ٧: على ٧ در كوفه به انتظار پايان مهلت مقرّر ميان خود و معاويه بود تا ديگر بار با شاميان به جنگ پردازد. در اين حال، گروهى از اصحاب خاصّ او از زهْدپيشگان عابد و پوشندگان كلاهِ عبادتگران، با چهار هزار سوار از كوفه بيرون شدند و انسجام يافتند و به ستيز با على ٧ پرداختند و گفتند: داورى تنها از آنِ خداست؛ و آن كس را كه از خداى سرپيچد، اطاعت نتوان كرد.
بيش از هشت هزار مرد [جنگى] كه با آنان همانديشه بودند، به ايشان گرويدند؛ و آن گروه، سپاهى با دوازده هزار نيرو فراهم آوردند و روان گشتند تا به حروراء درآمدند، حال آن كه عبد اللّه بن كوّاء را به فرماندهى برگزيده بودند.
على ٧، عبد اللّه بن عبّاس را فرا خواند و او را به سوى ايشان روانه ساخت و گفت: «اى ابن عبّاس! بهسوى اينگروه روان شو و بنگر كه آنان بر چه انديشهاند و از چه روى گِرد آمدهاند».
[١]. شرات يا شاريان، لقبى است كه خوارج براى خود برگزيده بودند، ر. ك: ص ٣٣٣( نامهاى جنگافروزان).