دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - ٣/ ١ آغاز گسستگى
٢٦٦٦. الكامل فى التاريخ: آنگاه كه على ٧ از صِفّين بازگشت، خوارج از وى جدا شدند و به حَروراء درآمدند و دوازده هزار تن از ايشان در آن منزل گزيدند و منادىشان ندا در داد: «پيشواى جنگ، شَبَث بن رِبعى تميمى و پيشواى نماز، عبد اللّه بن كوّاء يَشْكُرى است و پس از پيروزى، كار خلافت به شورا برگزار مىشود و بيعت از آنِ خداى عز و جل و [كار بر پايه] امر به معروف و نهى از منكر است».
چون على ٧ و يارانش اين را شنيدند، شيعيان برخاستند و به وى گفتند: در عهده ما بيعتى ديگر افتاد. ما دوستارِ آن كسيم كه تو دوست مىدارى و دشمن آنيم كه تو دشمن مىشمارى.
خوارج گفتند: شما و شاميان، همچون اسبان مسابقه، يكسان به سوى كفر مىتازيد. شاميان بر پايه خشنودى و ناخشنودىِ خود، با معاويه بيعت كردند و شما نيز با على بيعت كردهايد بر اين مبنا كه دوستار دوست او و دشمنشمارِ دشمن او هستيد.
زياد بن نَضْر به آنان گفت: به خدا سوگند، على دست خويش نگشود و ما با وى بيعت نكرديم، جز بر پايه كتاب خدا و سنّت پيامبرش. امّا آنگاه كه شما مخالفت ورزيديد، شيعيانش نزد او آمده، گفتند: ما با آن كه تو دوستش مىدانى، دوستيم و با هر كس تو دشمن شمارى، دشمنيم. ما نيز چنين هستيم؛ و على بر حق و هدايت است و هر كس با وى به مخالفت برخيزد، گمراه است و گمراهكننده.
٢٦٦٧. تاريخ الطبرى به نقل از زُهْرى: آنگاه كه داوران، به داورى گماشته شدند، اهل صِفّين پراكنده شدند ... پس چون على ٧ بازگشت، حروريّه مخالفت و خروج كردند و اين نخستين نشانهاى بود كه [از سرپيچى آنان] ظهور يافت. پس به وى اعلام جنگ نمودند و مايه مخالفتشان با وى اين بود كه او بنى آدم را در حكم خداى عز و جل به داورى گماشت؛ و گفتند: «حكم، تنها از آنِ خداى منزّه است!» و [بر اين باور] جنگيدند.