دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥ - چهار تعصب و لجاجت
بودند، بدون اينكه اندكى فرصتِ انديشيدن بر خود روا دارند و در آنچه به وجود آوردهاند، تأمّل كنند، چوب تكفير را فراز آوردند و على ٧ را كه تبلور ايمان و تجسّم عينى حقمدارى و جلوه والاى الهىنگرى بود، تكفير كردند، و شگفتا كه به قتل هر كه بر اين باور نبود، فتوا دادند و كسانى را بدينجهت از دم تيغ گذراندند.[١]
آنان در اين راه همى پيش رفتند و تكفير را قانونمند كردند و هر آنكه را مرتكب كبيره مىشد، كافر مىدانستند. از اين روى در يكى از جنگها وقتى از فرمانده خود كه «قطرى» نام داشت، پرسيدند كه جنگ خواهد كرد يا نه و او جواب منفى داد و بعد تصميم به جنگ گرفت، سپاهيان گفتند كه او دروغ گفته و كافر شده است. قطرى نيز از آن روى كه سپاهش او را به طعنه، «دابّةُ اللّه (جنبنده خدا)» مىخواندند، حكم به كفر آنان كرد.[٢]
چهار. تعصّب و لجاجت
لجاجت از سر جهل و تعصّب كوركورانه، يكى ديگر از آثار خطرناك تندروى دينى و عُجب و خودپسندى زاييده از آن است. چنين است كه شخص متعمّق، هماره در كمند گمراهى است و نجات او ناممكن. على ٧ با توجّه به اين نكته و ويژگى خوارج، خطاب به آنان فرمود:
أيَّتُهَا العِصابَةُ الَّتي أخرَجَتها عَداوَةُ المِراءِ وَاللَّجاجَةِ وصَدَّها عَنِ الحَقِّ الهَوى وطَمَحَ بِهَا النَّزَقُ و أصبَحَت فِي اللَّبسِ وَالخَطبِ العَظيمِ.[٣]
اى جماعتى كه دشمنىِ ستيزه و لجاجت، شما را به شورش كشانده و خواهش نَفْس از حقيقت بازتان داشته و شتابزدگىِ جاهلانه، شما را به دنبال خود بُرده و در
[١]. از جمله عبد اللّه بن خباب بن ارَت را كه داستانش مشهور است( ر. ك: ح ٢٦٩١).
[٢]. ر. ك: الكامل، مبرّد: ج ٣ ص ١٣٣٤.
[٣]. تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٨٤.