دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٤ - سه تكفير و متهم ساختن
مُضَلِّلًا، فَإِذا وَرَدَ عَلَيهِ مِنَ الأُمورِ ما لَم يَعرِفهُ أنكَرَهُ وكَذَّبَ بِهِ وقالَ بِجَهالَتِهِ: ما أعرِفُ هذا، وما أراهُ كانَ، وما أظُنُّ أن يَكونَ، و أنّى كانَ؟ وذلِكَ لِثِقَتِهِ بِرَأيِهِ وقِلَّةِ مَعرِفَتِهِ بِجَهالَتِهِ، فَما يَنفَكُّ بِما يَرى مِمّا يَلتَبِسُ عَلَيهِ رَأيُهُ مِمّا لا يَعرِفُ لِلجَهلِ مُستَفيدا ولِلحَقِّ مُنكِرا، وفِي الجَهالَةِ مُتَحَيِّرا، وعَن طَلَبِ العِلمِ مُستَكبِرا.[١]
نادان، كسى است كه به خاطر ناآگاهى از دانش، خويش را عالم مىداند و به نظر خود، بسنده مىكند؛ از عالمان، دورى مىگزيند و از آنان عيبجويى مىكند؛ و هركس كه با وى مخالفت كند، او را خطاكار مىداند و دانشورى را كه به برخى امور علم و شناخت دارد، گمراه كننده مىشمارد، و هرگاه چيزهايى مطرح شود كه نمىداند آن را منكر مىشود و تكذيب مىكند و به خاطر نادانىاش مىگويد: «اين را نمىشناسم» و «فكر نمىكنم كه چنين باشد» و «گمان نمىبرم كه وجود داشته باشد» و «كجا چنين چيزى است؟». همه اينها به علّت اعتماد به نظر خود و ناآگاهى از مقدار جهالتش است و به علّت مشتبه شدن كار، از آنچه معتقد است، جدا نمىشود و بهره نمىبرد و حق را منكر مىگردد و در نادانى متحيّر مىماند و از دانشجويى سر بر مىتابد.
سه. تكفير و متّهم ساختن
از جمله ثمرات تلخ و زيانبار تندروىهاى از سر جهل و افراطگرىهاى بىبنياد و تعمّق در دين و خود محورىهاى زاييده از آن، متّهم ساختن ديگران به بىدينى است. سطحىنگرانِ جامد و خودپسند كه خود و چگونگى رفتار خود را معيار حق گرفتهاند، سريع و بدون هيچ پايه و بنيادى درباره ديگران داورى مىكنند و چوب تكفير را بر سر هر آنكه چون آنها نمىانديشد، فرود مىآورند.
خوارج، چنين بودند. آنها كه خودْ حَكَميّت را بر امير مؤمنان تحميل كرده
[١]. تحف العقول: ص ٧٣، بحار الأنوار: ج ٧٧ ص ٢٠٣ ح ١.