دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١١ - دو دنياطلبى
ذلِكَ مِمّا يَجِدونَ في أنفُسِهِم.[١]
اين به خاطر آنچه در خويش مىديدند، بود.
نكته تأمل برانگيز در اين گفتگو اين است كه براى آن مرد، دشوار بوده است كه بپذيرد كسانى با باورى آميخته به ترديد و شك به دفاع از باور، دست به شمشير ببرند و مبارزه كنند. پاسخ امام ٧ اين است كه آن حركت، از سر باور نبوده است؛ بلكه احساسات درونى، آنان را به چنين موضعى فرا خوانده بود.
اين نكته بسيار عبرتآموز و تأمّل برانگيز است كه گاهى و بلكه غالبا، شخص در صحنههاى هيجانآفرين و مواضع برخاسته از لحظهها و بدون تأمّل، چنان اسير احساس مىشود كه در توفان احساس، يكسره خِرد از كار مىافتد، و چون اين توفان نشست، تازه آنكه بر مَركب احساس سوار بوده، مىفهمد چه كرده و چگونه خود را و سرمايه خود را باخته است.
كلام امام ٧ نشان مىدهد كه حركت آنان، تكيهگاه استوار اعتقادى نداشته است. صحنههايى كه ياد شد و ديگر واقعيّتهاى زندگى برخى از اينان، روشنكننده اين حقيقت است.
دو. دنياطلبى
دنياگرايى و جذب جاذبههاى دنيوى شدن را مىتوان دومين عامل انحراف خوارج برشمرد؛ دنياگرايى با تمام شكلها و نمودهايى كه دارد. به واقع اين موضوع، مهمترين عامل جريانهاى سهگانه: ناكثين، قاسطين و مارقين است. على ٧ در بيانى ژرف، به بيان اين حقيقت پرداخته است:
[١]. تهذيب الأحكام: ج ٦ ص ١٤٥ ح ٢٥١.