دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٩ - ١٣/ ٤ وارد شدن به كوفه و آغاز فتنهاى ديگر
آنان، برادران من بودند كه رفتند. پس سزاوار است كه تشنه [ديدار] ايشان باشيم و از دورىشان دستِ [حسرت] به دندان بگزيم. همانا شيطان راههايش را برايتان هموار مىكند و مىخواهد پياپى گره از رشته دينتان بگلسد و به جاى همدلى، كارتان را به پراكندگى كشانَد و از پراكندگىتان آشوب و فتنه برانگيزد. پس، از وسوسهها و افسونهايش روى گردانيد و از كسى كه نصيحت را به شما هديه مىكند، اندرز پذيريد و آن را آويزه [گوش] جانهايتان سازيد.
١٣/ ٤
وارد شدن به كوفه و آغاز فتنهاى ديگر
٢٦٠٨. تاريخ الطبرى به نقل از عُمارة بن ربيعه، در توصيف ياران امام ٧: همراه على ٧ به صِفّين درآمدند، حال آن كه دوستانه به هم مهر مىورزيدند، و [از صِفّين] بازگشتند، در حالى كه دشمنانه بر هم خشم مىگرفتند. هنوز درون اردوگاه خود در صِفّين بودند كه [ماجراى] داورى ميانشان پراكندگى پديد آورد و سراسرِ راه را در حالى بازآمدند كه به هم مىتاختند ودشنام مىدادند و با تازيانه به جان هم افتاده بودند. خوارج مىگفتند: «اى دشمنان خدا! در كار خداى عز و جل سازش ورزيديد و تن به داورى داديد» و ديگران مىگفتند: «شما از امام ما جدا شديد و جماعتمان را پراكنديد».
آنگاه كه على ٧ به كوفه درآمد، ايشان با وى درنيامدند و به [روستاى] «حَروراء» رفتند. دوازده هزار تن از ايشان بدان درآمدند و منادىِ آنان ندا در داد: