دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩ - ١١/ ٨ پاسخ امام به معاويه و پذيرش داورى
امّا بعد؛ برترين كارى كه انسان خود را به آن مشغول مىكند، پيروى از شيوهاى است كه با آن، كارش نيك گردد، از فضيلتش بهره گيرد، و از زشتى آن بركنار مانَد. همانا ستم و باطلگرايى، شخص را در دين و دنيا فرومايه مىنمايند و نزد كسى كه آنچه خدا به او وانهاده بىنيازش ساخته، چنان عيوبش را آشكار مىكنند كه هيچگونه چارهانديشىاش، او را بىنياز نمىكند.
پس از دنيا برحذر باش، كه همانا در هيچ چيزش كه بدان دست يافتهاى، شادمانى نيست. و به راستى، دريافتهاى كه نمىتوانى آنچه را از دست رفتنش مقدّر است، به دست آرى. گروهى خواستارِ چيزى به ناحق شدند و آن را به خداى تعالى نسبت دادند و خداوند، ايشان را دروغگو خواند و بهرهاى كم نصيبشان فرمود و سپس به عذابى سخت دچارشان كرد.
پس پروا كن از روزى كه هر كس سرانجام كارش را ستوده ساختهباشد، در آنروز مورد غبطه است و هر كس زمامش را بهشيطان وا نهادهو با او نستيزيدهباشد، پشيمانى مىكشد كه چرا دنيا او را فريفت و او به آن دل بست.
آنگاه مرا به حكم قرآن فرا خواندهاى و تو خود، خوب مىدانى كه اهل قرآن نيستى و حكم آن را نمىخواهى؛ و خداست آن كه از او يارى مىتوان خواست. ما حكم قرآن را پذيرفتيم و اين نه به آن معناست كه دعوت تو را قبول كرده باشيم. و هركس به حكم قرآن خشنود نشود، در بيراههاى ناپيدا كرانه افتاده است».
٢٥٨٥. امام على ٧ برگرفته نامه وى به معاويه: ستم و باطلگرايى، انسان را خواه در دين و خواه در دنيايش، به هلاكت مىافكند و كاستىهايش را نزد عيبجوىِ وى، آشكار مىكند. و تو، خود، خوب مىدانى كه نمىتوانى آنچه را از دست رفتنش مقدّر است، به دست آرى. گروهى خواستار چيزى به ناحق شدند و آن را به خدا نسبت دادند. پس خداى ايشان را دروغگو شمرد.
پروا كن از روزى كه هر كس سرانجام كارش را ستوده ساخته، در آن روز مورد غبطه قرار مىگيرد و هركس زمامش را به شيطان وا نهاده و خودْ مهارش را در دست نگرفته، پشيمانى مىكشد.
ما را به حكم قرآن فرا خواندى، حال آن كه اهلِ آن نيستى؛ و ما تو را اجابت نكرديم، بلكه حكم قرآن را پذيرفتيم. والسّلام!