دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥ - ١١/ ٤ امام در محاصره سيهپيشانىها
گذشت كه در آنها بر سرِ دين و دنيا، پشت در پشتِ هم [با يكديگر به نبرد] ايستاديم و شما آنها را نيرنگ و زيادهروى نام نهاديد.
امروز ما را به چيزى فرا خواندهايد كه ما ديروز براى پاسدارى از همان (قرآن) با شما جنگيديم. چنين نيست كه با دستاويزى زيباتر از داورىِ قرآن، عراقيان به عراقِ خود و شاميان به شامِ خويش بازگردند. اينك كار در دست ماست نه شما؛ وگرنه ما، ماييم و شما، شماييد.
گروهى رو به على ٧، برخاسته، گفتند: دعوت آنان را اجابت كن، كه ما هلاك شديم ... جنگ ما را در كام خويش بُرده و مردان كشته شدهاند.
گروهى گفتند: با شاميان به همان انگيزه مىجنگيم كه ديروز جنگيديم. اين سخن را تنها شمارى اندك از عراقيان گفتند و سپس [آنان نيز] همراهِ جماعت شدند و از گفته خويش بازگشتند و آنگاه، همگان را شورِ سازش فرا گرفت.
پس على، امير مؤمنان برخاست و گفت: «همواره كار من با شما بر منوالى كه دوست مىداشتم، مىگذشت، تا آن كه جنگْ شما را درگرفت. به خدا سوگند، به راستى جنگْ شما را در گرفت و وا نهاد؛ امّا دشمنتان را درگرفت و وا ننهاد. جنگ براى ايشان، بيش از شما، آسيب و گزند در پى آورْد.
هَلا! همانا من ديروز فرماندهِ مؤمنان بودم و امروز، فرمانبَر شدهام؛ ديروز نهى كننده بودم و امروز نهى شده هستم. شما زنده ماندن را دوست مىداريد و من نمىتوانم به آنچه دوست نمىداريد، وادارتان كنم».
٢٥٧٦. مروج الذَّهب پس از بيانِ برافراشته شدنِ قرآنها: چون بسيارى از عراقيان چنين ديدند، گفتند: « [داورى] كتاب خدا را اجابت مىكنيم و به سوى آن باز مىگرديم». و [در حقيقت،] ايشان دوستار سازش بودند.
به على ٧ گفته شد: معاويه حق را به تو عرضه كرد و به كتاب خدا فرا خوانْدت. پس، از او بپذير. و آن روز، از همه سرسختتر در اين سخن، اشعث بن قيس