دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٣ - ١١/ ٤ امام در محاصره سيهپيشانىها
همانيم كه ديروز بوديم؛ امّا فرجامِ كار ما همانند آغازِ آن نيست. در ميان اين سپاه، هيچ كس نسبت به عراقيانْ دلسوزتر و نسبت به شاميانْ انتقامجوتر از من نيست. پس دعوت شاميان را در داور قرار دادن كتاب خدا بپذير، كه تو از ايشان به [پيروى از] قرآن سزاوارترى. اكنون سپاهيان دوستار زندگىاند و از جنگ بيزار شدهاند.
على ٧ گفت: «اين موضوعى است كه بايد در آن انديشيد».
و گفتهاند كه شاميان بىتابى كردند و گفتند: اى معاويه! نشانه پذيرش دعوت خويش را در عراقيان نمىبينيم. پس دعوت را از نو تكرار كن، كه با اين دعوت در ايشان نفوذ كرده و آنانرا در [پذيرش دعوتِ] خود به طمع افكندهاى.
١١/ ٤
امام در محاصره سِيَهپيشانىها
٢٥٧٥. وقعة صِفّين به نقل از صَعصَعه: معاويه، عبد اللّه فرزند عمرو بن عاص را فراخواند و فرمانش داد كه با عراقيان سخن بگويد. وى پيش آمد تا ميان دو سپاه قرار گرفت و ندا داد: اى عراقيان! من عبد اللّه فرزند عمرو بن عاص هستم. ميان ما و شما ماجراهايى گذشت كه گاه بر سرِ دين و يا دنيا بود. اگر بر سر دين بوده، آرى، به خدا سوگند كه هر دو گروه، حجّت را تمام نموديم [و تا حدّ توان، وظيفه را پى گرفتيم]؛ و اگر بر سر دنيا بوده، بارى به خدا سوگند كه هر دو گروه، زيادهروى كردهايم.
ما، شما را به كارى فرا خواندهايم كه اگر شما، ما را به آن فرا خوانده بوديد، هرآينه، اجابتتان مىكرديم. اگر خشنودى ما و شما بر اين كار گِرد آيد، از لطف خداست. پس اين فرصت را غنيمت شمريد، باشد كه در آن، پيشهورْ زندگى از سر گيرد و كشتگان به فراموشى سپرده شوند. و همانا كُشنده، پس از كشته شده، چندان نمىپايد.
آنگاه، سعيد بن قيس برون آمد و گفت: اى شاميان! همانا ميان ما و شما امورى