دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٣ - ١١/ ٢ دعاى امام پيش از برافراشته شدن قرآنها
١١/ ٢
دعاى امام پيش از برافراشته شدنِ قرآنها
٢٥٦٩. مهج الدعوات به نقل از سعد بن عبد اللّه: اين دعا، دعايى است كه پيش از برافراشته شدنِ قرآنهاى شريف، على كه درودهاى خدا بر او باد آن را خواند. [راوى پيش از نقل دعا، سخنى به اين مضمون گفت كه] ابليس با صدايى كه برخى از سپاهيان هم شنيدند، فرياد برآورده و به معاويه و يارانش گوشزد كرد كه قرآنهاى فرازمند را به حيلهگرى بالا بگيرند؛ و خوارج نيز به سود معاويه و در مسير شبههافكنىهايش، اين نداى ابليس را اجابت كردند. آنگاه، سپاه معاويه قرآنها را برافراشتند و بدينسان، ياران امير مؤمنان دچار اختلاف شدند؛ همچنان كه در پيروى از پيامبر خدا ٦ در زمان حياتش اختلاف نمودند. پس امام ٧ به دعا پرداخت و گفت:
«بار خدايا! تو را مىخواهم كه از سختىِ بلا و سرزنش دشمنان به سلامت برون آيم.
بار خدايا! گناهم را برايم بيامرز، كردارم را پاك ساز، و اشتباهاتم را بِشُوى، كه من ناتوانم، مگر آن كه تو توانم بخشى. و مرا خِرَدى روزى ساز كه با آن، درِ نادانى را بر بندى، و دانشى كه با آن، [پردههاى] جهل را وا گشايى، و يقينى كه با آن، شك را از من بزدايى، و دريافتى كه با آن، مرا از فتنههاى دشوار برون آورى، و نورى كه با آن، در ميان انسانها راه سپارم و در تاريكىها راه بجويم.
بار خدايا! برايم به سامان آور گوشم، چشمم، مويم، پوستم و قلبم را؛ سامانى پايدار كه ديگر اعضاى پيكرم را با آن به صلاح آورى. از تو آسايش به هنگام مرگ و بخشايش به گاهِ حسابكشى طلب مىكنم.
بار خدايا! از تو مىخواهم به هر كارى كه آن را بيشتر دوست مىدارى و به تو نزديكتر است، مرا مشغول دارى. آنگاه، گرامىترين كارها نزد خويش را به من باز افكن و در آن، مرا نيرو، راستى، كوشايى، و نشاطى از جانب خود عطا فرما.
سپس چنانم كن كه براى طلبِ خشنودى تو كار كنم و آن گونه كه بندگان شايستهات را توفيق دادهاى، زندگى به سر بَرَم. آنگاه، چنانم ساز كه اين گونه زيستن را به بهايى اندك نفروشم و چيز ديگرى را جانشين آن نكنم؛ و در گشايش و سختى و تنآسايى و فراموشى و رياورزى و شهرتخواهى، آن را دگرگون مساز، تا آن كه مرا بر همان حال بميرانى. گرامىترين قتل در راه خويش را نصيبم گردان، چنان كه تو را و پيامبرت را يارى كنم و زندگانى پايدار را به بهاى دنيا بخرم؛ و از خشنودىِ نزد خويش بى نيازم فرما ...!».