لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦٢ - باب حمل الالات و السلاح فى السفر
وقت آمدن بادهاى گرم ضرور است و در هواهاى گرم قباى پر پنبه مىپوشند تا تاثير در بدن ايشان نكند، و خود ديديم بين الحرمين كه عربان از باد سموم به سبب اين افعال متضرر نشدند و عجمان بسيار تلف شدند، و با خود بردار ريسمانها از جهة بار بستن حيوان و كشيدن آب.
و در كافى و محاسن در همين حديث به جاى و حبالك و خيامك است يعنى خيمهات را بردار از جهة دفع سرما و گرما و تصحيف از نساخ شده است و دور نيست كه از لفظ سقائك مستخرج شود چون سقاء را بر دو معنى اطلاق مىكنند يكى خيك و مشك و يكى دلو و رسن و آن چه از لوازم آبست، و ابرتك يعنى سوزن و ريسمان را بردار از جهة دوختن رخوت، و از قلم نساخ اين كتاب افتاده است و در كافى و محاسن برقى هست و محتمل است كه صدوق انداخته باشد و اكتفا به محرزك كرده باشد، و ريسمانها بردار از جهت دوختن و سر دوز، و درفش و جوال دوز و امثال اينها بردار از جهة دوختن مشك و جوال و غير آن اگر چه غالبا اطلاق بر چيزى مىكنند كه پوست را به آن مىدوزند مانند درفش و سوزن بزرگ و اظهر آنست كه نساخ انداخته باشند، و از دواها آن مقدار بردار كه خودت با رفقا منتفع شويد و همه را بس باشد، و همراهى كن با رفقا در هر بابى مگر در مخالفت حق سبحانه و تعالى كه در آنجا مخالفت كن و رفاقت مكن، و برقى ذكر كرده است كه بعضى از مشايخ در اين حديث روايت كردهاند لفظ و فرسك يعنى با اسب بسفر رو كه بهترين مركبهاست در سفر اگر بسيار دشمن باشد صاحبش را بيرون مىبرد، و در بعضى از نسخ و قوسك است يعنى چنانكه در محاسن است و ظاهرا نساخ تصحيف كردهاند يعنى كمان و تير نيز با خود بردار كه از جهة دشمن بهتر از شمشير است خصوصا در عرب كه مدار سلاح ايشان بر