لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٣ - باب ما يجب على المسافر فى الطريق من حسن الصحابة و كظم الغيظ و حسن الخلق و كف الاذى و الورع
خلقى كه به او معاشرت نيكو كند با مصاحبان يا معاشران خود و حلمى كه مالك باشد غضبش را كه فرو نشاند و به مقتضاى آن عمل نكند ديگر ورع و پرهيزكارى كه او را از محرمات الهى مانع باشد و به جا نياورد، و احاديث بسيار در فضايل اين صفات وارد شده است و هميشه مطلوبست خصوصا در سفرها كه معاشرت بيشتر است و هميشه با همند بخلاف حضر خصوصا اين سفر كه غرض عمده رضا الهى است مىبايد چنان كنند كه در جميع سفر حكم حاجيان داشته باشند
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه ليس من المروّة ان يحدّث الرّجل بما يلقى فى السّفر من خير او شرّ)
و در موثق از جعفر بن غياث منقولست كه آن حضرت فرمودند كه از مروت يعنى آدميّت يا مردى نيست كه شخصى حكايت كند هر چه را در سفر بر سر او آمده است از خوبيهاى او به ديگران يا بديهاى ديگران به او و بلاهايى كه از حق سبحانه و تعالى بر سر او آمده باشد بلكه نيكيهاى خود را فراموش مىبايد كرد و بديهاى ديگران را معذور مىبايد داشت چون در سفر خلقها تنگ مىشود و از اين جهت سفرش ناميدهاند كه ظاهر مىگرداند اخلاق رذيله و حسنه را.
و لهذا منقول است كه شخصى مدح نمود شخصى را نزد شخصى او گفت با او مسافرت كرده گفت نه گفت معامله كرده گفت نه گفت معاشرت كرده گفت نه گفت پس چگونه مىگويى [خوب ظ] مرديست: خوبيها در سفر و در ماليات ظاهر مىشود و بعنوان حديث نيز منقولست
(و روى عن عمّار بن مروان الكلبىّ قال أوصاني ابو عبد اللَّه