لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧١٣ - باب حكم من نسى طواف النساء
كنت عند ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه فدخل عليه رجل فقال اصلحك اللَّه انّ معنا بمكّة امرأة حايضا و لم تطف طواف النّساء و يابى الجمّال ان يقيم عليها قال فاطرق و هو يقول لا تستطيع ان تتخلّف عن اصحابها و لا يقيم عليها جمّالها ثمّ رفع رأسه اليه فقال تمضى فقد تمّ حجّها)
و به اسانيد صحيحه متكثره منقولست از ابراهيم كه گفت در خدمت حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه بودم كه شخصى داخل شد و گفت حق سبحانه و تعالى اصلاح احوال تو كند به تمكن و استيلاى بر عالميان به درستى كه با ما زنى حايض هست و طواف نسا نكرده است و شتر دار نمىايستد كه او پاك شود حضرت سر به زير انداختند چنانكه حضرت سيد المرسلين انتظار وحى مىكشيدند ايشان نيز گاه گاهى انتظار القاء روح القدس مىكشيدند و گاهى در وقت سؤال متوجه عالم قدس مىبودهاند در آن ساعت جواب نمىدادهاند كه باز آيند و گاهى تقيه بوده است وسايل نفهميده است، انتظار غفلت آن سنّى مىكشيدهاند و آهسته جواب مىدادهاند، و گاهى در فكرهاى ديگر بودهاند و راوى گمان مىكرد كه حضرت تامّل مىفرمايند و گاهى از جهة تعليم اصحاب كه هر گاه ايشان تامّل فرمايند در جواب مسايل ديگران بطريق اولى مىبايد تامّل كنند و در اينجا دليل مىفرمايند كه زن از رفقا پس نمىتواند ماند و شتر دار نمىايستد پس اگر نرود به خانه از قبيل تكليف ما لا يطاق خواهد بود؟ پس سر بالا كردند و فرمودند كه روانه شود كه حجش تمام است و ظاهرا نايب مىگيرد كه از جهة او طواف نساء به جا آورد