لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٨٧ - اگر در وسط طواف خون ببيند
غير او از اهل اجماع در حكم مسنداتست و ليكن هر گاه تعارض شود ميان مسند و مرسل مسند را مقدم مىدارند به آن كه حديث اول رخصت است و هر رخصتى الهى ناشى است كه گويا حضرت فرمودهاند كه اگر خواهيد حجرا از سر گيريد، و اگر خواهيد بنا نهيد بر آن و اسنادش متصل است بمثل محمد بن مسلم كه از اركان اربعه اصحاب حضرت امام محمد باقر و حضرت امام جعفر صادق صلوات عليها است و صد و پنجاه سند دارد از صحيح و كالصحيح و اين مسند يك سند كالصحيح است و نسبت ارسال دادن وقتى خوبست كه بر اين مضمون حديث مسند نبوده باشد و حال آن كه كلينى كه اصل صدوق بوده است و حديث ابن مسكان را روايت كرده است بعنوان صحيح از او از اسحاق كه بياع لؤلؤ است كه شيخ او را در رجال حضرت صادق مهملا روايت كرده است، و ابراهيم بن اسحاق بياع لؤلؤ نيست در رجال و مسندا از ابو بصير روايت كرده است و مرسلا از احمد بن عمر حلّال ثقه روايت كرده است از حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليه، و شيخ اين حديث را از كتاب موسى بن قاسم روايت كرده است از صفوان از ابن مسكان از ابى اسحاق صاحب لؤلؤ از كسى كه از آن حضرت شنيده بود، و از كتاب حسين بن سعيد روايت كرده است از محمد بن سنان از ابن مسكان از ابراهيم بن ابى اسحاق از سعيد اعرج پس ظاهر شد كه آن شخصى كه از او ارسال كردهاند سعيد است و او ثقه است و يك حديث سه يا چهار حديث است و با وجود تعدد طرق كه بزرگان اصحاب نقل كردهاند و اكثر علما عمل كردهاند جبر ضعف آن مىشود، و ليكن چون حديث محمد بن مسلم وارد شده است بر خلاف اين اخبار ناچار است جمع كردن و جمع صدوق بد نيست و شيخ الطائفه حمل كرده است آن را بر طواف سنت و حمل مىتوان كرد بر طواف