لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠٦ - استظلال
است و خواهد آمد إن شاء اللَّه تعالى.
(و روى البزنطى عن على بن ابى حمزة عن ابى بصير قال سألته عن المرأة يضرب عليها الظلال و هى محرمة فقال نعم قلت فالرّجل يضرب عليه الظّلال و هو محرم قال نعم اذا كان به شقيقة و يتصدّق بمدّ لكلّ يوم.)
و در موثق كالصحيح منقولست از ابو بصير كه گفت از آن حضرت سؤال كردم از زنى كه در كجاوه سر پوشيده باشد در حال احرام جايز است فرمودند كه بلى عرض نمودم كه آيا مرد در زير كجاوه سر پوشيده مىتواند رفت يا چتر بر سر مىتواند زد در حال احرام فرمودند كه بلى هر گاه درد نيم سر داشته باشد مريضى باشد كه از آفتاب ضرر يابد و از جهة روز مدّى از طعام به سايل مىدهد.
(و روى محمّد بن اسماعيل بن بزيع انّه سئل ابو الحسن صلوات اللَّه عليه و انا اسمع عن الظّلّ للمحرم فى اذى من مطر و شمس او قال من علّة فامر بفداء شاة يذبحها بمنى و قال نحن اذا اردنا ظللنا و فدينا.)
و نسخه ديگر هست كه از نساخ سهو شده است در دو جا و اين نسخه موافق است با نسخه شيخين رضى اللَّه عنهما و به اسانيد صحيحه منقولست از محمد كه از آن حضرت صلوات اللَّه عليه سؤال كرد شخصى و من مىشنيدم از ظل و در هر دو كتاب عن الظّلال است و افصح است از جهة محرم كه چيزى مانند كجاوه بر بالاى سرش باشد از جهة آمدن باران يا افتادن آفتاب يا مرض و شك دارد كه شمس گفت يا گفت از جهة مرض يا نسخه جمع باشد كه مرض را نيز گفت و در كافى و تهذيب اين عبارت او قال من علّة نيست پس حضرت امر فرمودند كه فدا مىدهد گوسفندى كه آن را در منى مىكشد و اين