لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٩ - تعقيبات رسول الله
دشمنى اراده اين طرف نمايد بر آن اسب سوار شوند و به زودى خود را برساند تا مسلمانان تهيه دفع ايشان نمايند و احاديث بسيار در فضيلت مرابطه وارد شده است و بعد از اين خواهد آمد ثواب بستن اسب
(و يقال حجّ فلان اى افلح (فلج خ) و الحجّ القصد إلى بيت اللَّه لخدمته على ما امر به من قضاء المناسك)
و كالصحيح منقولست كه از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه پرسيدند كه حجرا چرا حج مىگويند حضرت فرمودند كه حج در لغت بمعنى فلج است يعنى غلب و فاز يعنى بر نفس و شيطان غالب شد و به مطلب خود رسيد و يا بمعنى افلح است يعنى حج بمعنى رستگارى باشد و چون حج سبب رستگاريست از اين جهت حجش مىنامند.
و بنا بر اين نسخه افلح اصح است و ممكن است كه صدوق قطع نظر از حديث خواهد كه بيان كند معنى لغوى و اصطلاحى را به آن كه حج در لغت بمعنى فلج آمده است كه بمعنى فاز و غلب است و در اصطلاح متوجّه بيت اللَّه الحرام شدنست از جهة خدمتى كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه آن را به نحوى كه امر فرموده است از احرام و طوافين و سعيين و وقوفين و غيره به جا آورند و محتمل است كه مرادش اين باشد كه حج در لغت بمعنى قصد نيز آمده است و در اصطلاح اين قصد خاص است
[تعقيبات رسول اللَّه]
(و روى الحسن بن محبوب عن عليّ بن رئاب عن محمّد بن قيس قال سمعت ابا جعفر صلوات اللَّه عليه يحدّث النّاس بمكّة قال صلّى رسول اللَّه ٦ بأصحابه الفجر ثمّ جلس معهم يحدّثهم حتى طلعت الشّمس فجعل يقوم الرّجل بعد الرّجل حتى لم يبق معه الّا