لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩٣ - بيان تمتع
عصر را به جماعت كردند به يك اذان و دو اقامت پس از مسجد بيرون آمدند تا محل وقوف كه در دست چپ واقع است چون از مشعر بيرون مىآيند و حضرت سواره بودند و همه مردمان حضرت را فرو گرفته بودند كه هر جائى كه آن حضرت وقوف فرمايد ايشان در آنجا وقوف كنند و شتر بهر طرف كه مىرفت مردمان به آن طرف مىرفتند پس حضرت فرمودند كه جاى پاهاى شتر من موقف نيست و بس و اشاره به آن صحرا فرمودند كه اينجا همه محل وقوفست اى مردمان همه متفرق شويد و مشغول دعا شويد مردمان متفرق شدند.
و در مشعر نيز چنين فرمودند و اشاره فرمودند كه اين مجموع ميان دو كوه مشعر است هر جا كه خواهيد فرو آييد پس حضرت سيد المرسلين ٦ در عرفات ايستادند و دعا خواندند تا آفتاب فرو رفت پس حضرت روانه مشعر شدند و مردمان را امر فرمودند تا بار كردند، و فرمودند كه مدوانيد بلكه هموار برويد تا رسيدند به مشعر الحرام و نماز شام و خفتن را در مشعر به جا آورند به يك اذان و دو اقامت، پس شب در آنجا ماندند تا صبح و ضعيفان بنى هاشم از زنان و مردان پير و اطفال را در شب روانه كردند و فرمودند كه تا آفتاب در نيايد جمره عقبه را به هفت سنگ نزنند، و بعد از نماز صبح وقوف كردند و دعا كردند و چون روز روشن شد بار كردند و در ابتداء مشعر توقفى فرمودند تا آفتاب طالع شد و شتر را تند راندند در وادى محسّر تا بمنى آمدند و جمره عقبه را به هفت سنگ زدند و شترانى كه حضرت سيد المرسلين ٦ آورده بودند شصت چهار يا شصت و شش بود و در روايتى شصت و هفت.
و آن چه امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه از يلملم اشعار و تقليد فرموده